ثواب خونخواهی امام حسین(ع) و تعجیل در فرج

ثواب خونخواهی امام حسین(ع) و تعجیل در فرج

از جمله اموری که با دعا برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان(علیه السلام) حاصل می شود، خونخواهی امام حسین(علیه السلام) است و این امری است که احدی جز خدا ثواب آن را نمی تواند شماره کند زیرا عظمت شان خون به مقدار عظمت صاحب آن است.

“مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم” یکى از کتاب هاى ارزشمند شیعه، نوشته آیت‏اللّه‏ سیدمحمدتقى موسوى اصفهانى(1348 ـ 1301ق) است که به قصد اداء حق حضرت بقیة‏اللّه که حقش بر گردن ما افزون‏تر از همه مردم است، احسانش بیشتر و بهتر از همه شامل حال خلق مى‏شود و نعمت ها و منت ها بر ما دارد، به رشته تحریر درآمده است.

اصل کتاب به زبان عربى است و مۆلف در مقدمه مى‏نویسد:

“چون ما نمى‏توانیم حقوق آن حضرت را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، به جا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم. . . بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، مى‏باشد.”

ثواب خونخواهی امام حسین علیه السلام

از جمله اموری که با دعا کردن برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان(عج) حاصل می شود: خونخواهی مولای مظلوم امام حسین(علیه السلام) است و این امری است که احدی جز خدا ثواب آن را نمی تواند شماره کند زیرا که عظمت شان خون به مقدار عظمت صاحب آن است پس همانطور که کسی جز خدا نمی تواتند بر شئون حسینی احاطه یابد همچنین کسی غیر او نمی تواند ثواب خونخواهیش را احصا نماید.

زیرا که حسین همان است که در زیارتش آمده: السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره” سالم بر تو ای آنکه خونخواه او خداوند است و فرزند کسی که خونخواهش خداست.

و اگر در دعا برای تعجیل فرج امام زمان(عج) جز این ثواب نبود همین در فضیلت و شرافت آن کافی بود و حال آنکه فضل و ثواب بی شماری در آن هست.

و اما بیان اینکه با این دعا ثواب خونخواهی امام حسین(علیه السلام) حاصل می شود: خونخواهی آن حضرت وظیفه هر مومن است زیرا که آن جناب پدر حقیقی آنان می باشد و نیز موید این معنی در تفسیر آیه و وصینا الانسان بوالدیه احسانا، و انسان را به احسان نسبت به والدین‌اش سفارش کردیم.

والدین به حسنین تفسیر شده است –چنانکه در تفسیر قمی و غیر آن آمده است لذا صحیح است که مۆمن خون‌خواهی آن حضرت را مربوط به خود بداند و هر یک از مۆمنان خودش را ولی خون آن جناب به حساب آورد، چنانکه در زیارت عاشورا می‌خوانیم: و ان یرزقنی طلب ثاری مع امام مهدی ظاهر ناحق بالحق منکم و از خداوند خواهانم که به من روزی نماید خونخواهی خودم را با امام هدایت‌شده آشکار و حق‌گوی از شما.

و نیز رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به امت خود امر فرمود نسبت به قربی مودت بورزند و روایات متعددی گذشت که دلالت داشت منظور از قربی، امامان(علیهم السلام) هستند. بر فرض که به ظاهر لفظ تمسک کنیم و قربی را بر مطلق خویشان یا ذریه رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) حمل نماییم، بدون تردید امامان(علیهم السلام) بهترین و کامل‌ترین مصادیق آن ها می باشند، و نیز تردیدی نیست که خونخواهی برای آنان و مطالبه حقوقشان از بارزترین مصادیق مودت و برجسته ترین اقسام اظهار محبت است.

اکنون که این مطالب معلوم شد، می‌گویم: خونخواهی مراتب متعدد و درجات چهارگانه‌ای دارد:

اول اینکه ولی خون قوت و نیرو و حکومت و استیلا داشته باشد که به زیردستانش دستور می‌دهد قاتل را بکشند و بدین ترتیب خون‌بهای مظلوم را می گیرد.

دوم اینکه خودش قاتل آن مظلوم را بکشد و با این دو قسم خداوند متعال برای مولای شهید مظلوم‌مان حضرت حسین بن علی(علیه السلام) خونخواهی می‌کند چون در حقیقت او صاحب خون آن حضرت است، لذا در زیارت‌های متعددی این عبارت آمده: “السلام علیک یا ثارالله”؛ سلام بر تو ای آن که خونخواه او خداوند است.

اما قسم اول چون خداوند -عزوجل- مولای ما حضرت قائم(عج) را امر فرموده که خون بهای حسین(علیه السلام) را طلب نماید- چنانکه در روایات متعددی این معنی هست، و قسمتی از آنها را در حرف ثاء بخش چهارم کتاب آوردیم – و در کامل الزیارات به سند خود از امام صادق(علیه السلام) درباره فرموده خدای تعالی: و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل؛ و هر آن کس که مظلوم کشته شده پس برای ولی او سلطه قرار دادیم پس در کشتن اسراف نکند. آمده که فرمود: او قائم آل محمد(عج) است که خروج می کند، و به خونخواهی حسین بن علی(علیه السلام) می کُشد، پس اگر اهل زمین را به قتل رساند اسراف نیست، و فرموده خدای تعالی: فلا یسرف فی القتل؛ برای او نیست که کاری بکند که اسراف باشد. سپس امام صادق(علیه السلام) فرمود: به خدا قسم ذراری و نوادگان کشندگان حسین(علیه السلام) را به خاطر کار پدرانشان به قتل می‌رساند.

و در کتاب نور الانوار فاضل بروجردی است و در خبری وارد است که چون مردم، آن حضرت را به بی‌رحمی و قتل نفس متهم سازند آن جناب از منبر بالا رود و یک تای نعلین حضرت گلگون قبای دشت نینوا و یکه تاز عرصه کربلا سیدالشهداء -علیه آلاف التحیة والثناء وروحی له الفداء- را بیرون آورد و فرماید: اگر همه دشمنان را بکشم مقابل خون این بند نعلین نخواهد بود.

و در خبر دیگر است که می‌فرماید: اگر همه اهل عالم را بکشم در عوض این بند نعلین نمی‌شود.

و اما قسم دوم: با توجه به فرموده خدای تعالی: الله یتوفی الانفس حین موتها؛ خداوند روح خلق را می گیرد به هنگام مرگ آنان، هیچ روحی از کالبد بدن بیرون نیاید جز به اذن خداوند متعال و همان طور که خدای قادر منتقم – جل شأنه – به این دو قسم خونخواهی می کند، حضرت قائم(عج) نیز برای جدش حسین(علیه السلام) به این دو قسم خونخواهی می‌نماید، البته به اعتبار دیگری زیرا که کشندگان اجدادش و کسانی که به کار آنها بوده‌اند به قتل می‌رساند و شیعیان و یارانش را نیز دستور می‌دهد که آنها را بکشند.

 مهدویت تبیان

درباره نویسنده

در راه معشوق ، هر زحمتی به یک معنا لذتی است ، در این راه فرماندهی از آن تو ست یا حسین ...

مطالب مرتبط

2 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.