شهادت سید الساجدین صلوات الله علیه

شهادت سید الساجدین صلوات الله علیه

* شخصیت و سیره فردی امام سجاد علیه السلام

وجود مقدّس او از جانب حضرت ربّ العزّه به عنوان چهارمین اختر تابناک امامت، برای اینکه تمام عالمیان در همهّ شئون جنابش را برای یافتن سعادت دنیا و آخرت اُسوه و سرمشق قرار دهند، انتخاب شد، و همین مسئله در باز شناساندن شخصیت و عظمت حضرت در تمام جهات حیات کافی است.

امام علیه السّلام همچون سلف صالح و خلفت پاکش از تمام محاسن و محامد اخلاقی بهره جامع داشت، و ازهرگونه عیب و نقصی در زمینه اخلاق و سائر شئون حیات پاک بود. هیچ برخورد و حادثه و مصیبتی آن حضرت را از تجلّی دادن حسنات الهی بازنداشت، و وی را به سیّئات اخلاقی آلوده نکرد.
برخی از ویژگیهای شخصیتی ان حضرت:

  1. برخورد آن مایه الهی با مردی تندخو

مردی از نزدیکانش به آن حضرت دشنام داد و ناسزا گفت، حضرت جواب وی را نداد تا به بدگوئیش پایاین داد و رفت. آنگاه اآن منبع فیض به دوستانش رو کرد و فرمود: شنیدید به من چه گفت؟ من دوست دارم مرا همرهی کنید تا پاسخ مرا به وی بشنوید.

عرضه داشتند: با تو می آئیم. حضرت حرکت کرد و در حالی که قدم بر می داشت این آیه را قرئت می کرد:
وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُـحْسِنِینَ.

… و آنانکه خشم را فرو می خورند، واز مردم گذشت کننده اند; و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.
برای ما معلوم شد که حضرت کاری به دشنام دهنده ندارد. چون به در خانه آن مرد رسیدیم، حضرت فرمودند: به صاحب خانه بگوئید علی بن الحسین است. صاحب منزل در حالیکه نگران تلافی بود و در این داستان شکّی نداشت، به در خانه آمد. حضرت به او فرمودند: لحظاتی قبل مطالبی را درباره من گفتی، اگر در من وجود دارد، به خاطر آن از حضرت حق طلب مغفرت می کنم، اگر در من نیست و تو اشتباه کردی، برای تو عفو و بخشش می خواهم!!
صاحب خانه پیشانی حضرت سجّاد را بوسید، و عرضه داشت: یابن رسول اللّه آنچه گفتم در تو نبود، این منم که باید مورد عفو حقّ قرار بگیرم.

  1. رفتار با آسیب دیدگان از جذام

در حال سواره بر جمعی گذشت که گرفتار بیماری خطرناک و مهلک جذام بودند و کسی حاضر نبود با آنان نشست و برخاست کند!!

آنان سفره غذا انداخته و می خواستند مشغول خودرن شوند، تا حضرت را دیدند وی را با غذا خوردن با خود دعوت کردند.
فرمود: اگر روزه نبودم پیاده می شدم و کنار سفره شما می نشستم. چون به منزل رسید دستور داد غذائی مخصوص آماده کنند، سپس همه جذامیان را به خانه خواست و همراه آنان سر یک سفره نشست، و از آنان بدینگونه دلجوئی فرمود.
بیائیم همچون سیّد عابدان، و زینت عبدت کنندگان، و فخر سالکان به فریاد آنان که به فریادشان نمی رسند برسیم، و دست نوازش به سر آنان که دستی بر سرشان نمی کشند بکشیم، و به رفع نیاز آنان که کسی به رفع نیازشان بر نمی خیزد اقدام کنیم، و خلاصه در این چند روزه عمر کسب معرفت و فضیلت کنیم، و به اخلاق اولیاء حقّ و عاشقان جمال و جلال آراسته گردیم.

  1. گذشت عجیب امام از استاندار معزول

هشام بن اسماعیل از طرف عبدالملک مروان به استانداری مدینه منصوب شد.

مقام ریاست او را به دایره غرور و کبر و ستم و ظلم کشید۷ حقّ را ناحقّ کرد، و هر چه در توان داشت به میدان آورد. از افرادی که ازاو رنج بسیار و آزار فراوان دیدند حضرت زین الابدین علیه السّلام بود.

پس از مدّتی از مقامش عزل شد. استاندار جدید مدینه به نام وَلید، وریّت یافت استاندار قدیم را در برابر مردم به ستونی ببندد، تا هر کس بخواهد آزارهای او را تلافی کند بتواند!

در چنان حالی می گفت تمام وحشت من از برخورد با زین العابدین است، زیرا وی را زیاد آزار داده ام.

امام در آن هنگام به یاران و دوستانش فرمود، به هیچ صورت متعرّض وی نشوید، آنگاه به دیدن هشام بن اسماعیل رفت و فرمود: پسر عمو از آنچه برایت پیش آمده ناراحتم، آنچه دوست داری از من بخواه که من در اجابت درخواست تو مضایقه ندارم. هشام بن اسماعیل فریاد زد:

اَللّهُ أعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ:

  1. از تو درامانم

وجود مقدّسش، روزی یکی از خدمتکارانش را دوبار صدا زد، از پاسخ دادن خودداری کرد. چون بار سوّم جواب داد، حضرت فرمود: صدای مرا در دوبار گذشته نشدنیدی؟ عرضه داشت: چرا، فرمود: چرا جوابم را نمی دادی؟ گفت: یا ابن رسول اللّه از سیاستت درامان بودم. امام چهارم زبان به شکر گشود و به پیشگاه حقّ عرضه داشت: خدا را سپاس که مملوکان من خودشان را از این بنده ربّ در امان می بینند.

  1. اینهمه عنایت از کجاست

خانواده های فقیری در مدینه بودند که از وسائل زندگی و خورد و خوراک آنچه کم داشتند تأمین می شد، ولی نمی دانستند اینهمه لطف و مرحمت و اینگونه مهر و عنایت از کجاست. چون زین العابدین علیه السّلام شهید شد و تمام آن برنامه ها به تعطیلی رسید، دانستند که منبع آنهمه فیض و فضیلت حضرت سجّاد علیه السّلام بود!

  1. دیونت بر عهده من است

زید بن اُسامه بن زید به وقت مشاهده آثار مرگ به سختی گریست. حضرت سجّاد در حالی که ناظر وضع او بود، سبب گریه و ناله او را پرسید. عرضه داشت: پانزده هزار درهم بدهکارم، آنچه از من می ماند خلإ قرضم را پُر نمی کند. حضرت فرمود: تمام دیونت بر عهده من است، از گریه خودداری کن که هم اکنون به هیچ کس بدهکار نیستی. آنگاه به ادای دَین زید اقدام کرد و او را از سختی حقّ النّاس نجات داد.

  1. در مسیر مسجد

در شبی سرد غلامی از غلامانش آن حضرت را در مسیر مسجد دید در حالیکه جبّه و لباس و عمامه ای از خز بر سر داشت و با خوشبوترین عطرخود را زینت داده بود. عرضه داشت: مولای من در این ساعت با این وضع و شکل کجا می روی؟ فرمود: مسافر مسجد جدّم رسول خدایم، تا برنامه ازدواج با حورالعین را برای خود فراهم آورم…
چه نیکوست که تمام مسلمانان برای رفتن به مسجد جهت انجام نماز جماعت علاوه بر نیّت خالص، از بهترین لبس و خوشبوتریت عطر استفاده کنند، تا در برخورد با یکدیگر غرق در نشاط و انبساط گشته، و محلّ عبادت هم بطور دائم از بهداشت و طهارت برخوردار باشد.

  1. روزی حلال صدقه خدا بر بندگان است

برای کسب معاش اوّل صبح از خانه بیرون می رفت. چون به آن حضرت می گفتند: این وقت روز کجا می روی؟ می فرمود: جهت صدقه دادن به عیالاتم می روم. با تعجّب عرضه می داشتند؟ صدقه پاسخ می داد: آری آنچه از حلال به دست می آید، صدقه حقّ بر بندگان است.

  1. دوست دارم تسلیم محض باشم

امام چهارم علیه السّلام می فرماید: به بیماری سختی دچار شدم. پدرم حضرت حسین علیه السّلام به من فرمود: چه میل داری؟ عرضه داشتم: میل دارم نسبت به خود برای حضرت حقّ تعیین تکلیف نکنم; او آنچه به نفع من است از باب لطف و مهرش تدبیر می کند، من علاقه دارم در پیشگاه حضرتش تسلیم محض باشم. پدرم فرمود: آفرین، با ابراهیم خلیل هماهنگ شدی، به هنگامی که می خواستند او را در آتش بیندازند، جبرئیل به او گفت: چه حاجتی داری؟ پاسخ داد برای حقّ تعیین تکلیف نمی کنم; او مرا کفایت می فرماید که بهترین وکیل من در تمام شئون حسات است. (استاد حسین انصاریان / دیار عاشقان(شرح و تفسیر صحیفه سجادیه)

***

* زنده نگهداشتن یاد و خاطره عاشورا

حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری  و تب شدید از آن حادثه جان به سلامت برد ، زیرا جهاد از بیمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش – با همه علاقه ای که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت – به او اجازه جنگ کردن نداد . مصلحت الهی این بود که آن رشته گسیخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ ، یعنی امامت و ولایت گردد . این بیماری موقت چند روزی  بیش ادامه نیافت و پس از آن حضرت زین العابدین ۳۵سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد

«از آنجا که شهادت امام حسین علیه السلام و یاران آن حضرت در افکار عمومى براى حکومت اموى بسیار گران تمام شده و مشروعیت آن را زیر سوال برده بود، براى آنکه این فاجعه فرموش نشود. امام با گریه بر شهیدان و زنده نگهداشتن خاطره آنان مبارزه منفى را به صورت گریه ادامه مى داد. شک نیست که این اشکهاى سوزان وگریه هاى پرسوز ریشه عاطفى داشت زیرا عظمت فاجعه و مصیبت کربلا به قدرى بزرگ و دلخراش بود که هیچ یک از شهود عینى آن حادثه، تا زنده بودند، آن را فراموش نمى کردند، اما بى شک چگونگى برخورد امام سجاد با این موضوع اثر و نتیجه سیاسى داشت، یادآورى مکرر فاحعه کربلا نمى گذاشت ظلم و جنایت حکومت اموى از خاطره ها فراموش شود. امام هر وقت مى خواست آب بیاشامد، تا چشمش به آب مى افتاد، اشک از چشمانش سرازیر مى شد. وقتى علت این کار را مى پرسیدند، مى فرمود: چگونه گریه نکنم در حالى که یزیدیان آب را براى وحوش و درندگان بیابان آزادگان گذاشتند، ولى به روى پدرم بستند و او را تشنه کشتند

امام مى فرمود:هروقت کشته شدن فرزندان فاطمه سلام الله علیها را به یاد مى آورم، گریه گلویم را مى گیرد.

روزى خدمتگزار حضرت عرض کرد: آیا عم و اندوه شما تمامى ندارد؟!

حضرت فرمود: واى بر تو، یعقوب پیامبر که تنها یکى از دوازده پسرش ناپدیدشده بود، در فراق فرزند خویش آنقدر گریست که چشمانش نابینا شد و از شدت اندوه کمرش خم شد، در حالى که پسرش زنده بود و کاملاً از یافتن او نا

امید نگشته بود ولى من ناظر کشته شدن پدرم، برادرم، عمویم و هفده نفر از بستگانم بودم که پیکرهایشان در اطرافم نقش زمین شده بود، پس چگونه ممکن است غم و اندوه من پایان یابد؟! «سهل بن شعیب»، یکى از بزرگان مصر، مى گوید: روزى به حضور على بن الحسین رسیدم و گفتم: حال شما چگونه است؟ فرمود: فکر نمى کردم شخصیت بزرگى از مصر مثل شما نداند که حال ما چگونه است؟ اینک اگر وضع ما را نمى دانى، برایت توضیح مى دهم:

«وضع ما، در میان قوم خود، مثل وضع بنى اسرائیل در میان فرعونیان است که پسرانشان را مى کشتند و دخترانشان را زنده نگه مى داشتند. امروز وضع بر با به قدرى تنگ و دشوار است که مردم، با سب و ناسزاگویى به بزرگ و سالار ما بر فراز منبرها، به دشمنان ما تقرب مى جویند.» (مهدی پیشوایی سیره پیشوایان)

***

* صحیفه سجادیه را بشناسیم

مدت سیزده قرن است که کتاب صحیفه سجادیه مونس بزرگان زهاد و صالحان و مرجع و ملجا مشاهیر علما و مصنفان بوده و هست . برای آشنایی با این گنج معنوی بحث را در چند بخش پی می‏گیریم .
الف) سند صحیفه
از نظر سندی، صحیفه سجادیه در حد تواتر بلکه فوق آن است، شیخ آقا بزرگ تهرانی در این باره می‏گوید: «الصحیفه الاولی المنتهی سندها الی الامام زین العابدین … و هی من المتواترات عند الاصحاب لاختصاصها بالاجازه والروایه فی کل طبقه وعصر … ;
صحیفه اولی که سند آن به امام زین العابدین علیه السلام می‏رسد … از متواترات [و قطعیات] نزد اصحاب است; چرا که از ویژگی آن، این است [که تمام اصحاب از اساتید خود] اجازه نقل آن را در تمام طبقات [رجالی] و در تمام عصرها گرفته‏اند .» کار شهرت سند صحیفه به جایی رسیده که مرحوم محمد تقی مجلسی ادعا نموده است که او در نقل و روایت صحیفه یک میلیون سند دارد .  و همین طور شیخ محمد بن نعمان مفید (م‏۴۱۳) در ارشاد و علی بن محمد خزاز قمی، شاگرد صدوق بن بابویه (م‏۳۸۱) و احمد بن عیاشی (م‏۴۰۱) و ابوالفضل شیبانی، و … . آن را نقل نموده‏اند، و از علمای اهل سنت نیز، ابن جوزی در خصائص الائمه، و حافط سلیمان بن ابراهیم القندوزی (م ۱۲۹۴) در ینابیع الموده از صحیفه اسم برده، بخشهایی از دعای آن را نقل نموده‏اند .
ابوالفضل شیبانی سندش به این صورت است: حدیث کرد ما را عامربن عیسی بن عامر سیرافی در مکه در سال ۳۸۱، و گفت: حدیث کرد مرا ابو محمد حسن بن محمد بن یحیی بن حسن بن جعفر بن عبیدالله بن حسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام، گفت: حدیث کرد مرا پدرم و او از عمیر بن متوکل، او از پدرش متوکل بن هارون و او از یحیی بن زید، پس از شهادت پدرش در حالی که به سوی خراسان در حرکت‏بود و مردی را به پایه و عقل او ندیدم … . که او صحیفه کامله‏ای را که دعاهای علی بن الحسین علیه السلام در آن بود، به من نشان داد .
گذشته از کتب تاریخی و رجالی، هیچ کتاب دعای معتبری از دعاهای صحیفه سجادیه خالی نیست، مانند: ۱ . «مصباح المتهجد» شیخ طوسی (۳۸۵ – ۴۶۰) .
۲ . «سلوک الحزین‏» قطب الدین بن سعید بن هبه الله راوندی (م‏۵۷۳) که کتابش مشهور به «دعوات الراوندی‏» می‏باشد .
۳ . «اختیار المصباح‏» از سید علی بن حسین بن باقی .
۴ . «اقبال و جمال الاسبوع و فتح الابواب‏» سید رضی الدین علی بن طاووس (م‏۵۸۹)
۵ . «زوائد الفوائد» ابوالقاسم علی بن رضی الدین .
۶ . «البلد الامین‏» ابراهیم بن علی کفعمی (م . ۸۶۸) و … .
از همه آنها گذشته، علامه مجلسی اول، به نقل آیت الله مرعشی نجفی، در بسیاری از اجازات خود اشاره کرده که او صحیفه را شفاها و بلاواسطه از حضرت حجه بن الحسن صاحب الزمان علیه السلام نقل می‏کند . مجلسی می‏گوید:
«در بین خواب و بیداری دیدم که گویا در مسجد جامع عتیق اصفهان ایستاده‏ام و حضرت مهدی علیه السلام نیز ایستاده بود . من چند مسئله را که برایم مشکل شده بود، از محضر آن حضرت پرسیدم، پس جواب آن را برایم بیان فرمود . آنگاه از کتابی که به آن عمل کنم سؤال کردم و آن حضرت مرا به مولانا محمد التاج حواله داد و من [نزد او رفتم] و از او کتابی گرفتم، به نظرم آمد که آن کتاب دعا بود، پس آن را بوسیدم و بر چشم نهادم، ولی وقتی به خویش آمدم [و از خواب بیدار شدم] آن کتاب را در دست‏خود نیافتم، پس تا صبح گریه کردم، فردای آن روز به دنبال «محمد تاج‏» راه افتادم تا رسیدم به «دارالبطیخ‏» ، مرد صالحی را که آقا حسن نام و «تاجا» لقب داشت دیدم، به او سلام کردم، او مرا فرا خواند و به کتابخانه خود برد، اولین کتابی که به دست من داد، همان کتابی بود که در خواب دیده بودم، آنگاه شروع نمودم به گریه و گفتم همین کتاب مرا بس است . و از آنجا به نزد شیخ محمد مدرس رفتم و به مقابله آن نسخه با نسخه‏ای که جد پدر محمد مدرس از روی نسخه شهید نوشته بود، پرداختم . دیدم نسخه‏ای که حضرت صاحب الزمان به من مرحمت فرموده بود، درست مطابق نسخه صحیفه شهید می‏باشد .
ب) نامهای صحیفه سجادیه
معروف است که «صحیفه سجادیه‏» پس از قرآن و نهج البلاغه بزرگ‏ترین گنجینه گرانبهای حقایق و معارف الهی به شمار می‏رود و به نقل شیخ آقا بزرگ تهرانی به آن «اخت القرآن‏»: خواهر قرآن، «انجیل اهل بیت‏» ، «زبور آل محمد» و «صحیفه کامله‏» نیز گفته می‏شود، (۱۳) و قندوزی نیز چنین تعبیر نموده است:
«فی ایراد بعض الادعیه والمناجاه التی تکون فی الصحیفه الکامله للامام الهمام زین العابدین … وهی زبور اهل البیت الطیبین علیهم السلام; (۱۴) در بیان بعضی دعاها و مناجاتهایی که در صحیفه کامله امام زین العابدین علیه السلام آمده است … و آن زبور اهل بیت پاک است .»
و علت اینکه آن را «صحیفه کامله‏» نامیده‏اند، این است که در نزد طایفه «زیدیه‏» از صحیفه نسخه‏ای هست که کامل نیست، بلکه در حدود نصف صحیفه موجود می‏باشد . به این جهت، به صحیفه موجود [در دست‏شیعیان دوازده امامی] صحیفه کامله گفته شده است

درباره نویسنده

در راه معشوق ، هر زحمتی به یک معنا لذتی است ، در این راه فرماندهی از آن تو ست یا حسین ...

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.