طعامِ جسم، طعامِ جان

طعامِ جسم، طعامِ جان

خداوند در قرآن می فرماید: «فَلیَنظُر الانسانُ الی طَعامِه»(عبس/۲۴) پس باید انسان به طعام خود نظر کند. از جنبه های مختلف می توان به طعام توجه کرد؛ به لحاظ ارزش غذایی، به لحاظ زیبایی و آراستگی غذا، به لحاظ مفید یا مضرّ بودن غذا، به لحاظ حلال یا حرام بودن آن و… بعضی از مفسّران با استفاده از آیات قبل که به خالقیّت و تدبیر مطلق خدا نسبت به انسان اشاره دارد، گفته اند: اگر انسان، تنها به طعام خود که مَظهری [ساده] از مظاهر تدبیر و بخشی از دریای رحمت الهی است، نگاه کند، وسعت تدبیر و صنع لطیف خدا را می بینند که سبب حیرت است همچنین در پسِ این طعام، نعمت هایی وجود دارد که به شمارش درنیاید.(۱)

طعامِ جسم، طعامِ جان

در معنای طعام آمده است: خوردن یا آشامیدن چیزی با اشتهاء و ذوق. و در قرآن، هم به طعام مادّی و هم به طعام فرا مادّی، اطلاق شده است.(۲) بنابراین اگر بدن انسان به طعام میل دارد و طعام بدن متناسب با بدن است، جان و نفس انسان هم به طعام متمایل می باشد و ناگزیر طعام جان، باید با جان هماهنگ باشد برای همین وقتی زید شحّام، درباره طعامِ در آیه مذکور، از امام باقر علیه السلام سوال کرد، حضرت فرمودند: «علمی را که به دست می آورد، از چه کسی به دست می آورد؟»(۳) ملاحظه می فرمایید در این روایت، از علم، به طعام، تعبیر شده و اینکه انسان، علمش را از چه فردی تحصیل کند، مهمّ شمرده شده است. اینکه مراد از علم در روایات، کدام علم است در روایت دیگری توسّط پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله بیان شده است:

«علم بر سه قِسم است: آیه محکمه، فریضه عادله و سنّت قائمه»(۴) صرف نظر از معنای علوم سه گانه، دینی بودن آنها واضح و روشن است.

دینم را از چه کسی بگیرم

سوال این بود: علم (دینی) را از چه کسی باید گرفت؟ عبدالعزیز بن مهتدی می گوید به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: من همیشه نمی توانم شما را ملاقات کنم، معالم (و نشانه ها، و صفات مشخّصه) دینم را از چه کسی بگیرم؟ حضرت فرمودند: از یونس بن عبدالرحمن بگیر.(۵)

در انتخاب جلسه ای که می خواهیم شرکت کنیم، بیشتر دقّت کنیم. آیا در جلسه ای که می رویم فقط به عزاداری و سینه زنی، اکتفاء می شود یا در آن جلسه، آیه ای از قرآن تبیین می شود، مسئله شرعی گفته می شود، تاریخ اسلام خصوصا اهداف نهضت حسینی، مورد توجّه قرار می گیرد، به معنویت و سبک زندگی الهی اشاره می شود

یا در حدیث دیگر، علی بن مسیّب به حضرت رضا علیه السلام عرض می کند: مسافت من دور است و نمی توانم همیشه به شما دست پیدا کنم، پس از چه کسی، معالم (و نشانه ها، و صفات مشخّصه) دینم را بگیرم؟ حضرت فرمودند: از زکریا بن آدم قمی که در دین و دنیا مورد اعتماد است.(۶)

هنگامی که زندگی افراد معرفی شده توسّط امام علیه السلام را مطالعه می کنیم، می بینیم سال های طولانی نزد ائمّه علیهم السلام به تحصیل علم دین پرداخته اند و این نکته بسیار مهمّی است و حالا که ایّام عزاداری سالار شهیدان حضرت حسین بن علی علیهماالسلام فرا رسیده است، در انتخاب جلسه ای که می خواهیم شرکت کنیم، بیشتر دقّت کنیم. آیا در جلسه ای که می رویم فقط به عزاداری و سینه زنی، اکتفاء می شود یا در آن جلسه، آیه ای از قرآن تبیین می شود، مسئله شرعی گفته می شود، تاریخ اسلام خصوصا اهداف نهضت حسینی، مورد توجّه قرار می گیرد، به معنویت و سبک زندگی الهی اشاره می شود. گوینده آیا صلاحیّت علمی و عملی دارد؟ آیا مانند جناب زکریّا و یونس، سال ها در تحصیل علم الهی زحمت کشیده است؟ نکند انسان مدّت ها در جلسه اش شرکت کند امّا بهره ای از آن نصیبش نشود.

اساس عزاداری برای سیّدالشهداء علیه السلام، بر افزایش معرفت الهی استوار است. هر سال بعد از عزاداری خودمان را ارزیابی کنیم، ببینیم به امام حسین علیه السلام شباهتی پیدا کردیم یا…

به نظر می آید، این توجّه، راه خوبی برای ارزیابی باشد.

ایّام عزای حسینی، فرصت مناسبی برای مطالعه پیرامون نهضت حسینی می باشد؛ جا دارد به کتاب “نَفَس المهموم” مرحوم شیخ عبّاس قمی اشاره کنیم؛ این کتاب ارزشمند که به زبان عربی تألیف شده، ترجمه فارسی هم دارد که یکی از بهترین آنها، “دَمع السُّجوم” اثر فاخر مرحوم علّامه میرزا ابوالحسن شعرانی می باشد. توضیحات متعدّد مرحوم شعرانی تحت عنوان «مترجم گوید»، بر ارزش کتاب افزوده است. در اینجا با نقل یک حدیث از کتاب “نَفَس المهموم” و توضیح مرحوم شعرانی، مقاله را به پایان می بریم:

اساس عزاداری برای سیّدالشهداء علیه السلام، بر افزایش معرفت الهی استوار است. هر سال بعد از عزاداری خودمان را ارزیابی کنیم، ببینیم به امام حسین علیه السلام شباهتی پیدا کردیم یا…

از صفوان جمّال روایت است از ابی عبدالله (امام صادق) علیه السّلام که گفت: در راه مدینه که به مکّه می رفتم با آن حضرت گفتم: یابن رسول الله تو را اندوهگین و شکسته خاطر می بینم؟

فرمود: اگر آنچه من می شنوم تو نیز بشنوی البتّه تو را از این سوال باز دارد.

گفتم: چه می شنوی؟

فرمود: فرشتگان از خدا به تضرّع می خواهند که کشندگان امیرالمومنین و حسین علیهماالسّلام را لعن فرستد و زاری و شیون جنّ و جزع و گریه ملائکه را بر گِرد وی می شنوم، کیست با این حال، خوردن و آشامیدن و خواب بر وی گوارا باشد؟

در ادامه مرحوم شعرانی تحت عنوان «مترجم گوید» می نویسد: این از علم مخزون است به علّت آنکه ذهن اکثر مردم از شنیدن هر لفظ به معنای مادّی آن منصرف می شود و هر چیز را عُنصری و مادّی پندارد و معانی دیگر را چون بیند منطبق با علم ناقص آنها نمی گردد، منکِر می شوند امّا آنکه می داند، موجود، منحصر در محسوس نیست و عوالم، بسیار است، داند که ممکن است امام علیه السّلام آوازی بشنود و دیگری نشنود و نیز داند هر چیز را در هر عالمی، صورتی است چنان که میر فِندِرِسکی گوید:

چرخ با این اختران نَغز و خوش و زیباستی صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی

پی نوشت:

۱) طباطبایی، سیّد محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم ،۱۴۲۲ق، ج۲۰،ص۲۲۵٫

۲) مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مرکز نشر آثار علّامه مصطفوی، چاپ سوم، ۱۴۳۰ق، ج۷،ص۹۱٫

۳) کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، نشر دارالحدیث، چاپ دوم،۱۴۳۰ق ج۱،ص۱۲۳٫

۴) همان، ص۷۶٫

۵) طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال معروف به رجال کَشّی، موسسه نشر اسلامی، چاپ اوّل،۱۴۲۷ق، ص۴۰۳٫

۶) همان، ص۴۹۱٫

۷) شعرانی، میرزا ابوالحسن، دَمع السُّجوم در ترجمه نَفَس المهموم شیخ عبّاس قمی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، چاپ پنجم،۱۳۹۰ش،ص۴۶۲و۴۶۳٫

درباره نویسنده

در راه معشوق ، هر زحمتی به یک معنا لذتی است ، در این راه فرماندهی از آن تو ست یا حسین ...

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.