فلسفه گریه بر شهید

فلسفه گریه بر شهید

آن چه قطعی است کراهت گریه بلکه جزع و فزع  بر مرد ه است اما موردی که از این حکم استثنا شده است گریه بر شهید است به خصوص گریه بر سید الشهدا(علیه السلام) که امر به صراخ یعنی گریه به صورت فریاد بر ایشان شده است.

از آن جهت که اوامر شرعیه ناشی از مصالح ومفاسد می باشند، گریه بر شهید نیز مطمئنا فلسفه و مصلحتی دارد که فعلیت حکم کراهت گریه را رفع می کند.

شهبد مطهری در مقاله شهید به بررسی این فلسفه پرداختند که انچه در ادامه می آید بیان این شهید بزرگوار  است.

به این امید که شور ما در محرم همراه با شعور باشد

آن که در صدر اسلام مفتخر به لقب سید الشهدا گردید، جناب حمزه بود. ایشان به دلیل آن که از مکه به مدینه مهاجرت کرده بود، تنها بود و کسی را نداشت. در ماجرای احد که ایشان به شهادت می رسند، پیامبر اکر(صلی الله علیه و آله) بعد از رجوه به مدینه، دیدند که در خانه ی همه ی شهدا گریه هست جز خانه ی جناب حمزه، لذا فرمودند«امّا حمزه فلا بواکی له» صحابه به محض شنیدن این جمله به خانه های خود رفته و به همسران و دختران خود اطلاع دادن که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) چنین جمله ای فرمودند و زنان به احترام پیامبر(صلی الله علیه و آله) به خانه ی حمزه آمدند و برای او گریستند و بعد از آن این سنت شد که هر کس می خواست برای شهیدش بگرید، ابتدا به خانه ی حمزه می رفت و انجا گریه می کرد.تا قبل از حادثه ی عاشورا سمبل گریه بر شهید جناب حمزه بودند و بعد از ماجرای عاشورا که این لقب به امام حسین(علیه السلام) انتقال یافت و ایشان سید الشهدای مطلق و همه ی زمان ها شدند، ایشان سمبل گریه بر شهید قلمداد شدند.

گریه ی بر شهید فلسفه ای دارد و آن« شرکت در حماسه ی او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست»

توضیح:

برای توضیح مطلب لازم است که شهادت و مرگ مورد بررسی قرار گیرد؛ این بررسی از دو جنبه است:

1 – فردی: از این جنبه در مورد مرگ سه نظر وجود دارد:

الف – رابطه ی تن و روح، رابطه ی زندان و زندانی است و مرگ آزادی این زندانی از زندادن است. لذا طبق این بیان خودکشی مجاز می باشد.

مانی مدعی پیغمبری چنین نظری از او حکایت شده است.

ب – مرگ، عدم و نیستی و زندگی وجود و هستی است، بنابر این نظر مرگ منفور است و باید زندگی کرد و از آن لذت برد.

ج – مرگ، عدم و نیستی نمی باشد بلکه انتقال از این جهان به جهان دیگر می باشد ولی رابطه ی تن و روح رابطه ی زندان و زندانی نیست بلکه از نوع رابطه ی کشاورز با مزرعه است.

با این بیان، مردمی که جهانبینی آنها چنین باشد، اگر در دنیا موفق عمل نکرده باشند مستحق کیفر می باشند و مرگ برای آنها ماندگار و مطلوب نیست، اما اولیا خدا که توفیق در این دنیا نصیب آنها شده است در عین انکه آرزو دارند به موطن اصلی خود بازگردند، برای مرگ استعجال نمی کنند و به پیشواز مرگ نمی روند و از خداوند طول عمر می خواهند چرا که این دنیا را محلی برای دست پیدا کردن به کمالات و توفبق بیشتر می دانند که البته به پیشواز نرفتن در دو صورت استثنا می شود:

1) در صورتی که با طول عمر، احساس می کنند توفیق بیشتری نمی یابند

امام سجاد(علیه السلام):« الهی و عمّرنی بِذلة فی طاعتک فاذا کان مرتعا للشیطان فاقبضنی الیک»

2)شهادت، که بدون هیچ قیدی آن را می پذیرند چرا که هم خود عمل(شهادت) کمال است و هم لقاء محبوب و انتقال به جهانی دیگر و محل برداشت.

با این بیان شهادت از نظر فردی موفقیت است برای شهید و از این جنبه باید خوشحالی کرد و نباید گریست، لذا سید ابن طاووس می گوید: اگر نبود که دستور عزاداری به ما رسیده است، من روز شهادت ائمه(علیهم السلام) را جنش می گرفتم.

2 – اجتماعی: از این جنبه شهید دو رابطه با جامعه خود دارد:

الف – مردمی که اگر زنده بود از او استفاده می کردند، از این نظر گریه ی مردم در واقع گریه ی بر خود است.

ب – مردمی که شهید علیه فساد انها قیام کرده است و به دست انها شهید شده است، از این نظر مردم دو درس اساسی از مکتب شهید یاد می گیرند و آن اینکه

1)نباید زمینه های فساد که منجر به شهادت می شود بار دیگر تکرار شود لذا آن فاجعه به صورت یک امر نبایستنی باز گو می شود و اظهار تاسف می شود که به قاتلین شهید مربوط است برای اینکه افراد جامعه به امثال آن جنایتکاران تبدیل نشوند. و از این باب است تنفر شیعیان از تشبه به امثال یزید.

2)آنکه بالاخره باید جامعه یاد بگیرد که زمینه های شهادت در جامعه یافت می شود و از این نظر که عمل قهرمانانه ی شهید از روی آگاهی و برای هدف مقدس صورت گرفته است باید بازگو شود تا احساسات مردم شکل و رنگ احساس شهید را بگیرد و این هم رنگی با گریه به دست می آید چرا که گریه همیشه ملازم نوعی رقّت و هیجان است و انسان بیش از هر حالی خود را به محبوبی که برای او می گرید نزدیک می بیند.

و این معنای جمله« گریه بر شهید، شرکت در حماسه ی او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست» می باشد.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

4 نظر

  1. mashal

    باسمه تعالی
    *** مطلبی از شهید محمد مشعل به نام « گریه و خنده » ، در « وبگاه گروهی شهید محمد مشعل» ، درج گردیده است . در صورت تمایل ملاحظه فرمایید.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.