نقد جریان یمانی 2

نقد جریان یمانی 2

آنچه که در ادامه می آید ادامه اشکلات جناب استاد حاج شیخ علی عاملی کورانی بر جریان مدعی یمانی است.

8. از جمله استدلالات این افراد خواب و به قول آنها رویا است به این نحو که به افراد دستور و وردی می دهند که در روز بخواند که شب به هنگام خواب، خواب ببیند که دعوت احمد الحسن حق است و باید از او تبعیت شود.

عجبا از این دلیل

خواب نه در اعمال و نه در اعتقاد در هیچکدام حجت نمی باشد مگر رویایی که انبای عظام می بینند که البته رویای ایشان وحی است همانگونه که حضرت امیر فرمودند:« رویا الانبیاء وحی»

بر فرض که خواب حجت باشد، اگر کسی خواب ببیند که احمد الحسن دجال است و باید کشته شود، این افرادباید امام خود را بکشند مگر آنکه بگویند فقط خواب هایی که موافق ما باشد حجت است و حق که این شخن زنِ جوان از دست داده را می خنداند.

9.احمد الحسن در سایت خود در مورد زندگی خود چنین می نویسد: نامم احمد بن اسماعیل بن صالح بن حسین بن سلمان بن م ح م د بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب(علیهم السلام) است.

در استان بصره عراق زندگی میردم و تحصیلات کلاسیک خود را تا مقطع کارشناسی مهندسی عمران ادامه داده ام و بعد از آن به نجف اشرف جهت تحصیل علوم دینی منتقل شدمولی به دلیل سطح پایین بودن دروس(حداقل نسبت به خودم) گوشه عزلت اختیار میکنم و خود به تنهایی مشغول تحصیل می شوم.»

آن چه که باید به آن جواب داده شود این است که اجداد چهارگانه ی واسطه ی بین او و امام زمان(عج) چگونه 1200 سال عمر کرده اند؟!!!

10. احمد الحسن در جواب سوالی می گوید:« نامم احمد الحسن است. در جنوب بصره زندگی می کردم …و پس از آن به نجف اشرف منتقل شدم و جهت تحصیل علوم دینی در آن دیار اقامت گزیدم. بعد از بررسی حلقات درسی و روش های تدریس دریافتم که تدریسی که در آنجا صورت می گیرد حداقل نسبت به من در سطح پایینی قرار دارد یا چنین به نظر می رسید که در سطح پایینی است. از طرفی در روش درسی خلل بزرگی دیدم و ان اینکه طلاب لغت ومنطق و فلسفه و اصول و فقه و احکام شریعت را یاد می گیرند ولی قرآن کریم و سنت شریف و اخلاق الهی که مؤمن باید به آن زینت یابد در آن تدریس نمی شود لذا بنا را بر گوشه گیری در حجره ی خویش قرار دادم و علوم آنها را به تنهایی و بدون کمک کسی یاد گرفتم و فقط با بعضی از طلاب ارتباط داشتم

دلیل رفتن من به حوزه ی علمیه نجف آن است که واب امام زمان(عج) را دیدم که در آن خواب ایشان مرا امر فرمودند که به حوزه ی علمیه ی نجف بروم و ایشان در آن رویا از اتفاقاتی که برای من خواهد افتاد خبر دادند و بالفعل همه ی آنچه در رویا به من خبر دادند اتفاق افتاده است.

شخصی به نام صالح میاحی از احمد الحسن سوال می کند که: جناب سید زیر نظر کدام یک از مراجع درس آمختند؟

ناظم العقیلی سخنگوی احمد الحسن در جواب می گوید: جناب سید احمد الحسن تعلیم خود را زیر نظر امام زمان(عج) گذراندند و این تدریس ربطی به آمچه که مراجع آن را آموخته و یا تدریس می کنند ندارد و جناب سید ناقل از جانب امام زمان(عج) و مبلغ و زمینه ساز برای ظهور ایشان می باشد.

چند سؤال:

الف) ایشان خود به تنهایی و بدون کمک کسی مشغول به تحصل شدند یا زیر نظر امام زمان(عج) تحصیلات خود را گذراندند؟

ب) هدف ایشان از انتقال به نجف اشرف کدام است؛ تحصیل یا اصلاح حوزه نجف؟

ج) این نابغه ی دوران در نحو و لغت و املاء و اصول فقه و قراءت قرآن اشتباهات فاحشی دارد و این از دوحال خارج نیست یا استاد ایشان این علوم را بلد نبودند و یا شاگرد نبوغ قراروانی داشتند!!!

د) رابطه ی این اشکلات با اشکلاتی که وهابیان به روش تدریس حوزه ی شیعیان می گیرند در مورد تدریس قرآن چیست؟

هدف از این اشکال آیا این است که حوزه را از تعلیم و تعلم عمیق بازدارند واز طلاب فقط ضبط هایی برای حفظ قرآن و حدیث بار آورند که فقط قرآن بخوانند بدون آن که در آن تدبر کنند و فتوا به کفر و مباح بودن خون دیگران بدهند؟

10. احمد الحسن برای آنکه ثابت کند صاحب کرامت است کتابی با نام« کرامات و غیبیات» منتشر کرده است و در صفحه ی 27 آن چنین آورده است که :« چند ماه قبل از کشته شدن جناب سید محمد صادق صدر(از مراجع بزرگ نجف) خبر از این حادثه دادم و به یاران خاص خود تاکید کردم که در فلان روز که روز جمعه است این اتفاق رخ خواهد داد، لکن تا عصر آن روز حادثه به وقوع نپیوست و طلاب از من سوال کردند: آن قتل که از آن خبر دادی چه شد؟ که در جواب گفتم: ان شاء الله خیر است، منتظر آن چه که خداوند به من خبر داد است باقی ماندم تا آن روز طولانی شب شد و آن اتفاق رخ داد.»

سوال: چرا خدواند متعال این مطلب را به استاد او خبر نداد تا ایشان جانب احتیاط را اخذ کند؟

آیا همین مطلب دلیل و شاهدی بر اطلاعاتی بودن او و کار کردن در قسمت حوزوی استخبارات عراق نمی باشد؟

11. ازچمله دلایل این قوم بر صدق دعوت خود قسمتی از روایتی است که ناو روایت وصیت بر آن گذاشتند که جناب شیخ طوسی در کتاب الغیبه صفحه ی 150 و مختصر البصائر در صفحه 39 ذکر می کند.

روایت چنین است که امام صادق(علیه السلام) از پدران خود نقل می کنند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در شب وفات خود به امیر المؤمنین(علیه السلام) دستور می دهند که کاغذ و قلمی بیاورند تا ایشان وصیت کند که درضمن ان روایت آمده است که :«… ثمّ یکون من بعده(م ح م د المهدی) اثنا عشر مهدیاً فاذا حضرته الوفاة فلیسلمها الی ابنه اول المقربین له ثلاة اسام اسم کاسمی و اسم ابی و هو عبد الله و احمد و الاسم الثالث المهدی و هو اول المؤمنین

بعد از او دوازده مهدی خواهند آمد پس اگر هنگام فوت او رسید آن(وصیت) را به پسرش اولین مقرب تحویل دهد که سه اسم دارد نامی هم نام من و اسم هم اسم پدرم که همان عبدالله و احمد است و اسم سوم او مهدی است و او اولین مؤمن است.»

الف)این رویات ضعیف است چرا که در سلسه ی سند این روایت «علی بن سنان موصلی و احمد بن محمد بن الخلیل و جعفر بن احمد البصری» افراد مجهولی هستند که هیچ از علما آنها را توثیق نکردند.

ب) بنا بر قبول روایت از نظر سند، به چه دلیل این شخص همان مهدی اول است؟ آیا اسم او یعنی احمد دلیل کافی برای قبول مهدی اول بودن او هست؟

ج) بر فرض که از اشکال فوق چشم بپوشیم، آن چه روایت بر آن دلالت می کند آن است که وصیت بعد از اقامه ی دولت کریمه ی مهدوی و به هنگام وفات ایشان به مهدی اول منتقل می شود، چگونه است که این شخص در این زمان ادعای وصایت می کند.

د)بر فرض که اشکال فوق را وارد ندانیم، بنا بر روایت وصیت به فرزند صلبی و بی واسطه امام زمان(عج) باید منتقل شود و حال آنکه سخنگوی این مدعی؛ ناظم العقیلی در جواب صالح میاحی که در تاریخ 4 ربیع الثانی 1426 ه.ق پرسید: آیا احمد الحسن فرزند صلبی امام است و اگر چنین است نحوه ی ازدواج امام چگونه بود و نام مادر جناب سید چیست؟ می گوید: احمد الحسن از نوادگان امام مهدی(عج) است و فرزند بی واسطه امام زمان(عج) نیست و او(احمد الحسن) در کتاب«ارد الحاسم علی منکری ذریة القائم» ازدواج امام زمان(عج) و فرزند داشتن ایشان را ثابت کرده است و این را باید در نظر گرفت که فرزند گاهی به فرزند بی واسطه وصلبی اطلاق می شود و گاهی به نوه و ذریه.

بنابر این جواب، احمد الحسن فرزند صلبی امام زمان(عج) نیست همانگونه که خود این مدعی در سایت خود در مورد زندگی خود می نویسد: « نامم احمد بن اسماعیل بن بن صالح بن حسین بن سلمان بنم ح م د بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(علیهم السلام) است.

12. چرا دعوت این مدعی اختصاص به شیعیان دارد و شامل اهل سنت نمی شود، مگر نه این است که مهدویت تفکری اسلامی است و نه فقط شیعی؟

آیا این دعوت برای به بی راهه بردن شیعیان است و در راستای نقشه های دشمنان این مذهب حق است؟

و آیا این دعوت خود مصداق فتنه ای که شیعیان باید در آن غربال شوند تا آماده ی ظهور شوند است؟

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

5 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.