ویژه نامه از عهد الست تا عهد غدیر

ویژه نامه از عهد الست تا عهد غدیر

فرا رسیدن عید سعید غدیر خم ، عید الله الاکبر را به محضرت قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و نائبر بر حقشان حضرت امام خامنه ای حفظه الله و همه شیعیان حضرت امیرالمومنین (ع) تبریک و شادباش عرض می نماییم

اسعد الله ایامکم

در ویژه نامه از عهد الست تا عهد غدیر ما را همراهی نمایید :

امام صادق علیه السّلام فرمودند:

… و انه اليوم الذى اقام رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) عليا(علیه السّلام) للناس علما و ابان فيه فضله و وصيه فصام شكرا لله عزوجل ذلك اليوم و انه ليوم صيام و اطعام و صلة الاخوان و فيه مرضاة الرحمن، و مرغمة الشيطان.

عيد غدير، روزى است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) على(علیه السّلام) را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضيلت او را در اين روز آشكار كرد و جانشين خود را معرفى كرد، بعد بعنوان سپاسگزارى از خداى بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز، روز روزه دارى و عبادت و طعام دادن و به ديدار برادران دينى رفتن است. آنروز روز كسب خشنودى خداى مهربان و به خاك ماليدن بينى شيطان است. وسائل الشيعه 7: 328، ضمن حديث12

***

این حجة الوداع رنگ حزن دارد که آخرین حج است و رنج این خداحافظی گلوی گسیخته زمین را می فشارد. مکه آرام آرام در خویش می شکند از فراق رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله… هوا نفس گیر است و زمین دلتنگی می کند وداع تلخ رسول خداصلی‌الله‌علیه‌و‌آله را…، اما این وداع تلخ، شیرینی برکه خم را با خود دارد… که مردی فراتر از پندارهای بشری و فراتر از تمام معیارهای ظاهری انسان خاکی به ولایت برگزیده می شود.
غدیر و برکه خم برگزیده می شوند تا ولایت علی علیه‌السلام برای همگان رقم خورد؛ ولایتی که چشمه حیات لازمان و لامکانی است، چشمه ای که تا همیشه تاریخ خواهد جوشید و ولایت و نبوت را به هم پیوند خواهد زد…
و این روز باید روز ولایت علی علیه‌السلام باشد، روزی که ابراهیم علیه‌السلام از میان کوهی از آتش در برابر نگاه های شعله ور از آتش خشم و نعره شوم اهریمنان، پرده تیرگی ها و جهالت نمرودیان را پاره کرد و در میان شعله ها حقیقت را فریاد زد که تکه های یقینش در میان آتش نخواهند سوخت… و تو باید بیاموزی که به تولاّ رسیدن؛ یعنی رمز از خود بی خود شدن؛ نور شدن و بی وقفه تابیدن.
و ابراهیم علیه‌السلام به تولاّ رسید در منجنیق؛
و این روز، روز ولایت علی علیه‌السلام شد تا آنان که عناد می ورزند در جهل مرگ بار خویش بمانند که تولاّ به آنان نمی رسد.
این روز باید روز ولایت علی علیه‌السلام باشد، روزی که آب، آلودگی قرن ها را شست و کشتی ماند و ناخدای آن، و آنان که ایمان آورده بودند ندای الهی کشتیبان را… ناخدایی که بلندای عصای ایمانش به اوج می رسید و ایمان آورندگان به نوح می دانستند که آنگاه که مهلت تمام شود، بارش صاعقه ها را هیچ گریزی نیست و ایمان نیاورندگان به ولایت… غدیر فرصتی دیگر بود برایشان… فرصتی که صراط مستقیم بود…
غدیر نور ازلی است که پیش از آفرینش جهان، در رگ های هستى، جاری بود؛
بهار خجسته ای که تکامل واپسین زمین را نوید می داد…؛

روز شکوفایی ولایت در قاموس خلقت…؛
روزی که آرمانی ترین اندیشه را پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در اذهان همگان جاری ساخت تا جهان خاکی در تحولی عظیم و جهان افلاکی با ذوقی سلیم، عبادت خدا را سرلوحه خویش قرار دهد…
و این برکه، سکوی جاودانگی بود، برکه ای از تدبیر برای رسیدن به رستگاری های پیاپى، رفتگان برگشتند و نیامدگان شتاب کردند تا در این آبگیر به اقیانوس رحمت خدا پیوند خورند که اینجا درِ بهشت باز می شود و شد…
و درخت هستی کمال یافت و قرابت انسان با خدا آشکار گردید. و باران الطاف رحمانی بر گلزار جان های تشنه باریدن گرفت تا توفان های حریص، حریم سبز درختان را به بازی نگیرد و عدالت پشت حصارهای تبعیض، به فراموشی سپرده نشود…
و غدیر؛ روزی که هستى، تمامت خود را بدو بخشید که:
آحاد ملک چو سجده بر آدم کرد
بـر نــام علــی و شوکــت خاتــم کــرد
در روز غدیر خــم نـه تــنـها آدم
بر قامت علی مرتضی فلک سر خم کرد

***

اعمال مستحبی عید غدیر خم


عید غدیر خم، با نصب امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه‌السلام) به ولایت و امامت روز تکمیل دین اسلام و بزرگ‌ترین عید اسلامی است. اهمیت غدیر در روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به اندازه‌ای است که از آن به عیدالله الاکبر (عید بزرگتر الهی) یاد شده است. (شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 3 ص 143).
این روز پرعظمت و مبارک دارای احکام استحبابی ویژه و فراوانی است که به نمونه‌هایی از آن‌ها همراه با برخی توضیحات می‌پردازیم.
»اعمال مستحبی روز عید غدیر خم

1. روزه گرفتن: روزه گرفتن در این روز بسیار پرفضیلت شمرده شده است. در برخی روایات بیان شده که هر کس این روز را روزه بگیرد مانند کسی است که تمام عمر دنیا را روزه گرفته باشد.
شایان ذکر است کسی که روزه قضای ماه رمضان بر عهده دارد نمی‌تواند روزه مستحبی بگیرد و باید به جای نیت روزه مستحبی، نیت روزه قضا کند اما اگر روزه قضا را در این روز انجام دهد، امید است خداوند ثواب روزه مستحبی این روز را هم به او عطا فرماید.
2 . غسل: غسل کردن در این روز به نیت غسل روز عید غدیر خم، فضیلت دارد و بهتر است این غسل کمی قبل از ظهر (مقارن زمانی که پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین را به ولایت و امامت نصب نمودند) انجام شود.
3 . احسان و اطعام و نیکی کردن به مؤمنان: از دیگر اعمال بسیار با فضیلت این روز احسان و نیکی به مؤمنین است. از این روی برگزاری جشن‌ها و مراسم بزرگداشت این روز بسیار سفارش شده است. همچنین گشاده‌رویی با برادران ایمانی، زینت کردن، اطعام و خوشحال کردن آن‌ها مورد تاکید است.
4 . صله رحم و دید و بازدید: در میان ایرانیان رسم است که در این روز به دیدار سادات مکرم می‌روند و عید را به آنان تبریک می‌گویند. هرچند زیارت از سادات در این روز به عنوان عملی مستقل وارد نشده، اما این عمل هیچ منع شرعی ندارد و رسمی بجا و خوب است؛ و می‌تواند یکی از مصادیق تعظیم و بزرگداشت شعائر الهی باشد.
در این روز مستحب است مؤمنین هنگام دیدار همدیگر بگویند: «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة أمیر المؤمنین و الأئمه» یعنی «خدا را حمد می‌کنیم که ما را از اهل قبول‌کنندگانِ ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) و ائمه اهل بیت (علیهم‌السلام) و از کسانی که به آنها تمسک می‌کنند قرار داد».
5 . رسیدگی به امور خانواده و هدیه دادن: خوب است انسان در این روز به وضع معیشتی خانواده خود رسیدگی بیشتر انجام دهد و برای اهل خانه هدایایی را آماده کند. در روایاتی از این عمل به عنوان عامل زیادی روزی نام برده شده است.
6 . زیارت امیر المومنین: از اعمال بسیار با فضیلت این روز مبارک زیارت حضرت امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) است. البته اگر توفیق تشرف به بارگاه ایشان نبود می‌توان از دور، زیاراتی را که برای حضرتش وارد شده بجا آورد.
در حدیثی از امام رضا (علیه‌السلام) می‌خوانیم: هر جا که هستى سعى کن در روز عید غدیر، خود را به کنار قبر مطهّر امیر مؤمنان (علیه‌السلام) برسانى، چرا که در این روز خداوند گناهان بسیارى از مردان و زنان مسلمان را می‌بخشد و دو برابر کسانى که خداوند آن‌ها را در ماه رمضان و شب قدر و شب عید فطر از دوزخ آزاد می‌کند، در چنین روزى از آتش جهنّم رهایى می‌دهد.
» عقد اخوت

7 . عقد اخوت: از دیگر اعمال این روز پیمان برادری میان مؤمنین است.
مستحب است برادران و خواهران ایمانی در این روز عقدی را بین خود برقرار سازند که مفاد آن اخوّت و همدلی در دنیا و دستگیری از همدیگر در آخرت است.
» نکاتی درباره عقد اخوت:
الف: این عقد تعهداتی همچون ارث و محرمیت افراد وابسته به طرفین ایجاد نمی‌کند. بنابراین این افراد از هم ارث نمی‌برند و هیچ‌گونه رابطه محرمیت میان وابستگان آن‌ها ایجاد نمی‌شود.
ب: این عقد، فقط میان دو مرد یا دو زن بسته می‌شود و هیچ زن و مردی نمی‌توانند این عقد را بین خود جاری کنند و خواهر و برادر شوند.
ج: لازم نیست صیغه عقد اخوت حتماً به عربی خوانده شود، بلکه اگر آن را به فارسی یا زبان دیگری هم جاری کنند صحیح است؛ اما باید الفاظی را بکار برند که معنی این عقد را برساند.
د: اگر دو خانم، بخواهند با هم عقد خواهری برقرار کنند در صورت خواندن عقد به عربی، باید ضمیرهای مذکر را تبدیل به ضمیر‌های مونث کنند.
با توجه به نکات گفته شده مضمون این عقد رعایت برخی امور معنوی نسبت به یکدیگر در دنیا و پس از مرگ است. مثلاً برادران متعهد می‌شوند که در دنیا همدیگر را از دعا فراموش نکنند و در آخرت هم اگر از اهل نجات و شفاعت باشند، همدیگر را شفاعت کنند.
شیوه برقراری: دو برادر یا دو خواهر دست راست خود را به هم می‌دهند و یکی از آنان صیغه عقد اُخُوَت را می‌خواند و دیگری مفاد آن را قبول می‌کند.
متن عربی عقد: ابتدا یکی از آنها این متن را با توجه به معنای آن می‌خواند: «وَاَخَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَحْتُکَ فِی اللَّهِ وَ عَاهَدْتُ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِیَاءَهُ وَ الْأَئِمَّةَ الْمَعْصُومِینَ (ع) عَلَى أَنِّی إِنْ کُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفَاعَةِ وَ أُذِنَ لِی بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لَا أَدْخُلُهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مَعِی»
سپس طرف دیگر در جواب او می‌گوید: «قَبِلْتُ»
باز هم نفر اول می‌گوید : «أَسْقَطْتُ عَنْکَ جَمِیعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّةِ مَا خَلَا الشَّفَاعَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّیَارَة»
ترجمه: نفر اول می‌گوید: «به خاطر خدا با تو برادری و صفا (یکرنگی) می‌ورزم به خاطر خدا دستم را در دستت قرار می‌دهم؛ و در پیشگاه خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و فرستادگان او عهد می‌کنم که اگر از اهل بهشت و شفاعت باشم و اجازه ورود در بهشت را یابم، بدون تو وارد بهشت نشوم».
سپس نفر دوم می‌گوید: «قبول کردم».
باز برادر اول می‌گوید «تمام حقوق برادری به جز حق شفاعت و دعا و دید و بازدید را از تو ساقط کردم».
بدین ترتیب این دو نفر با هم برادر ایمانی یا خواهر ایمانی می‌شوند و باید در دعاها و زیارت‌ها همدیگر را فراموش نکنند.
» نماز عید غدیر خم
8. نماز عید غدیر خم: اگر به کتب دعا مثل مفاتیح‌الجنان مراجعه‌ای داشته باشیم، خواهیم دید که برای روزهای شادی و شعف نیز برنامه‌ها و مخصوصاً نمازهای خاصی ذکر شده است. روز عید غدیر هم از این مسئله مستثنی نیست و نمازی برای این روز وارد شده است.
البته مراد ما از نماز عید غدیر، نماز مخصوصی است که علارغم مستحبی بودن، به جماعت خوانده می‌شود. (در فقه شیعه خواندن نماز مستحبی به جماعت، به جز نماز عید، باطل است)
البته از میان چند نماز که برای این روز ذکر شده مراد دو رکعت نماز مثل نماز صبح است که مقداری قبل از اذان ظهر خوانده می‌شود.

***

خطبه غدير و آيات مطرح شده در آن

حادثه اي رخ داد كه مي توانست سعادت ابدي بشريت را تضمين كند و براي هميشه , انسانها را از ضلالت و گمراهي نجات بخشد , به اين جهت , داستان غدير يك قصه تاريخي خاص نيست كه زمان آن گذشته باشد و همين طور يك حادثه شخصي نيز نيست كه پيامبر فقط علي (عليه السلام) را به عنوان وصي خود (آنچنان كه شيعيان مي گويند) و يا به عنوان محبوب جامعه اسلامي (آنچنان كه اهل سنت مدعي هستند) معرفي نموده و در نتيجه تاريخ مصرف آن گذشته باشد , بلكه در غدير خم تاريخ كل بشريت رقم خورد , چرا كه امامت امامان در طول تاريخ مطرح و تبيين شد , حقيقتي كه از اميرمومنان آغاز مي شود و به مهدي صاحب الزمان (عليه السلام) منتهي مي گردد.
در سال دهم هجرت , بعد از اتمام حج , كه آن را به نامهاي متعددي خوانده اند , همچون « حجه الوداع » و « حجه البلاغ » « حجه الكمال » . « حجه التمام » و حجه الاسلام در « غديرخم » قبل از « جحفه » كه راههاي متعددي همچو اهل مدينه , مصر , عراق , از آنجا منشعب و جدا مي شود. حادثه اي رخ داد كه مي توانست سعادت ابدي بشريت را تضمين كند و براي هميشه , انسانها را از ضلالت و گمراهي نجات بخشد , به اين جهت , داستان غدير يك قصه تاريخي خاص نيست كه زمان آن گذشته باشد و همين طور يك حادثه شخصي نيز نيست كه پيامبر فقط علي (عليه السلام) را به عنوان وصي خود (آنچنان كه شيعيان مي گويند) و يا به عنوان محبوب جامعه اسلامي (آنچنان كه اهل سنت مدعي هستند) معرفي نموده و در نتيجه تاريخ مصرف آن گذشته باشد , بلكه در غدير خم تاريخ كل بشريت رقم خورد , چرا كه امامت امامان در طول تاريخ مطرح و تبيين شد , حقيقتي كه از اميرمومنان آغاز مي شود و به مهدي صاحب الزمان (عليه السلام) منتهي مي گردد.
مخالفان نيز اين را به خوبي فهميده اند. لذا از همان آغاز تلاش كردند(و در حدي موفق شدند) كه داستان غدير را تاويل نمايند , چرا كه اگر فقط امامت امير مومنان بود , ممكن بود به نوعي آن را پذيرا شوند , ولي آنچه ترس داشتندو دارند , ادامه كار , و تداوم امامت و ولايت در طول تاريخ است كه سخت مخالفان را خلع سلاح مي كرده است . بنابراين به شدت در مقابل آن قرار گرفتند و ازاول زير بار نرفتندتا جلوي استمرار آن را نيز بگيرند.
و پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله) نيز به خوبي به اين مسئله توجه داشته لذا تصريح فرمود كه امامت ادامه دارد « …ثم من بعدي علي وليكم و امامكم بامرالله ربكم ثم الامامه في ذريتي من ولده الي يوم تلقون الله عز اسمه و رسوله1 سپس بعد از من علي ولي شما و امام شما به فرمان خداست . سپس امامت در نسل من از فرزندان علي تا روزي كه خدا و رسولش را ملاقات كنيد , مي باشد. » .
آنچه پيش رو داريد نگاهي است به آياتي كه در خطبه غدير درباره امامت علي (عليه السلام) و ديگر امامان (عليهم السلام) مورد استدلال و اشاره قرار گرفته است .

نكاتي از حديث و حادثه غدير

يك نگاه اجمالي به خطبه و حديث غدير , وقايعي قبل و بعد از آن بخوبي اين نكته را روشن مي سازد كه بحث امامت علي (ع ) و تداوم آن مطرح بوده است به جهت اين نكات :
1 ـ پيامبراكرم (صلي الله عليه واله) حدود نودهزار نفر تا يكصد وبيست هزار نفر رادر گرماي شديد در چهار راهي جحفه متوقف ساخت كه نشانگر اهميت مسئله مطرح شده مي باشد.
2 ـ خطبه خويش را با ذكر اين نكته آغاز مي كند كه رحلت من نزديك است و به زودي عوت حق را لبيك مي گويم , اين خود نشان از آن دارد كه در پي مطرح كردن جانشين خويش مي باشد.
3 ـ از مردم اقرار و اعتراف گرفت كه آنچه را خداوند براي آنان از اعتقادات و احكام و اعمال فرستاده است به آنها ابلاغ نموده و خدا را بر اين اقرار شاهد گرفت .
4 ـ حديث ثقلين را مجددا يادآوري نمود كه اگر مي خواهيد دچار گمراهي نشويد از قرآن و اهل بيت (عليه السلام) جدا نشويد , و اين سخن مقدمه اي است براي نكته بعدي .
5 ـ بعدازاين كه دست علي (عليه السلام) را بالامي برد واز مردم اقرار مي گيرد كه خدا و رسولش بر آنان ولايت دارند , مي فرمايد : « هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست » يعني همان ولايتي كه براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله) ثبات است , كه ولايت زعامت و حكومت بر آنان باشد , براي علي (عليه السلام) نيز ثابت است .
6 ـ جمله « من كنت مولاه و … » را سه بار و به قول احمد حنبل چهار بار تكرار نمود تا هم تاكيدي شده باشد و هم كساني كه متوجه نشده اند , متوجه شوند.
7 ـ در حق كساني كه ولايت علي (عليه السلام) را بپذيرند دعا , و در حق كساني كه آن را رد كند نفرين نمود.
8 ـ آيات عديده اي از قرآن ازجمله آيه تبليغ اكمل و … , مورد استدلال و استشهاد قرار گرفت كه بعدا بيان مي شود.
9 ـ تبريك گفتن حاضران و بيعت زن و مرد با امير مومنان (عليه السلام) و … همه نشانگر اين مطلبند كه هدف , معرفي امامت اميرمومنان (عليه السلام) و تداوم آن بوده است .
باتوجه به اين نكات سراغ آياتي مي رويم كه در خطبه غدير و بعد از آن مورد استدلال و اشاره قرار گرفته و يا بعد از حادثه نازل شده است .

1 ـ آيه تبليغ يا اعلام امامت

بعد از ثنا و شتايش الهي فرمود : « فاوحي الي … « يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس 2 اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است , كاملا (به مردم ) برسان , و اگر نكني , رسالت او را انجام نداده اي , خداوند تو را از (خطرات احتمالي ) مردم نگاه مي دارد » . 3 آنگاه ادامه داد كه مردم ! جبرئيل سه بار نازل شده است كه خداوند فرمان داده كه در ميان اين جمع براي سفيد و سياه اعلام كنم كه : « ان علي بن ابي طالب اخي و وصيي و خليفتي و الامام بعدي ;4 كه به حقيقت علي بن ابي طالب برادر و وصي و جانشين و پيشواي بعد از من است . »
در منابع اهل سنت مي خوانيم كه اين عباس نقل كرده است كه آيه « يا ايها الرسول … » در مورد علي (عليه السلام) نازل شد. خداوند به رسول خدا فرمان داد كه در مورد (ولايت ) علي (عليه السلام) تبليغ نمايد. سپس پيامبر خدا دست علي را گرفت و فرمود : هر كس من صاحب اختيار اويم پس علي صاحب اختيار اوست پس خدايا دوست بدار كسي را كه او را دوست بدارد و دشمن بدار كسي كه او را دشمن بدارد » . 5

2 ـ علي سرپرست شماست

دومين ايه كه مورد استشهاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله) قرار گرفته آيه ولايت است , حضرت فرمود : « و هو وليكم بعدالله و رسوله , و قد انزل الله تبارك و تعالي بذلك ايه من كتابه ; علي صاحب اختيار و ولي شما است بعد از خدا و رسولش . و در اين آيه در قرآنش نازل فرموده است , آنجا كه مي فرمايد : « انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه و يوتون الزكاه و هم راكعون ;6 سرپرست و ولي شما , تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند , همانها كه نماز را برپا مي دارند , و در حال ركوع , زكات مي دهند , » و اين علي بن ابي طالب بود كه اقامه نماز كرد و زكات (صدقه ) در حال ركوع در راه خدا داد . »7
و ضريس از علي (عليه السلام) نقل نموده كه آيه « انما وليكم الله … » بر پيامبر نازل شد , حضرت به مسجد وارد شدند درحالي كه مردم مشغول نماز بودند , ديد سائلي ايستاده است , پيامبر رو به سائل كرد و فرمود : آيا كسي چيزي به تو داده است عرض كرد : نه يا رسول الله جز ان ركوع كننده (به علي (عليه السلام) اشاره كرد) كه انگشتر خود را به من داد . » 8
علامه شيخ عبدالحسين اميني شصت و شش نفر از دانشمندان اهل حديث و استوانه هاي روايي اهل سنت را با نام و نشاني دقيق كتابهايشان فهرست كرده و متن حديثي را كه حاوي انطباق آيه مذكور با شخص علي (عليه السلام) است از انس بن مالك نقل مي كند و در آخر مي افزايد : « مضمون اين حديث در اين كتابها موجود است و همه آنها تصريح دارند كه اين آيه در مورد خاتم بخشي حضرت اميرمومنان علي (عليه السلام) در مسجد نبوي نازل گرديده است . » 9
مرتضي را دان ولي اهل ايمان تا ابد
چون زديوان ابد دارد مثال « انما » 10

3 ـ افشاي منافقان
 

در ادامه مي فرمايد : « از جبرئيل خواستم كه از بيان آيه تبليغ مرا معذور دارد , چرا كه مومنان (راستين ) در اقليت و منافقان و خدعه گران و… فراوانند چنان كه قرآن كريم در باره آنها فرمود : « تقولون بافوا هكم ما ليس لكم به علم و تحسبونه هينا و هو عند الله عظيم ;11 با دهان خود سخني مي گفتيد كه به آن يقين نداشتيد , و آن را كوچك مي پنداشتيد در حالي كه در نزد خدا بزرگ است . » همانهايي كه مرا آزار دادند , تا آنجا كه مرا اذن (خوش باورم ناميدند)… و خداوند در رد آنها فرمود : « و منهم الذين يوذون النبي و يقولون هو اذن , قل اذن خيرلكم … ;12 از آنها كساني هستند كه پيامبر(صلي الله عليه واله ) را آزار مي دهند , و مي گويند « او آدم خوش باوري است ! » بگو « خوش باوربودن او به نفس شماست » .
… اگر بخواهم اسامي تك تك آنها را ببرم مي توانم , و اگر به خواهم به شخص آنان اشاره كنم مي توانم , ولكن به خدا در امور آنها(و كارهايشان ) به آنها احترام گذاشتم , با اين حال آيه تبليغ را بايد به گوش مردم برسانم . » 13
اين منافقان همانهايي بودند كه بعد از خطبه غدير و معرفي علي (عليه السلام) به عنوان جانشين پيامبر(صلي الله عليه واله) انواع توطئه ها را براي انحراف خلافت از مسير اصلي خود و افتادن آن به دست غاصبان به اجرا گذاشتند كه به نمونه هايي اشاره مي شود.

صحيفه ملعونه اول

دو نفر از منافقين در يك تصميم اساسي و خطرناك با هم پيماني بستند و آن اين بود كه « اگر محمد از دنيا رفت يا كشته شد , نگذاريم خلافت و جانشيني او در اهل بيتش مستقر شود » سه نفر ديگر در اين تصميم با آنها هم پيمان شدند , و اولين قرارداد و معاهده را در كنار كعبه بين خود امضا كردند , و داخل كعبه آن را زير خاك پنهان نمودند تا سندي براي التزام عملي آنها باشد , يكي از اين سه نفر معاذبن جبل بود او گفت : شما مسئله را از جهت قريش حل كنيد و من درباره انصار ترتيب امور را خواهم داد » , از آن جا كه « سعد بن عباده » رئيس كل انصار بود و او كسي نبود كه با غير علي (عليه السلام) هم پيمان شود , لذا معاذ بن جبل به سراغ بشير بن سعيد , واسير بن حضير كه هر كدام بر نيمي از انصار يعني دو طايفه « اوس » و « خزرج » نفوذ و حكومت داشتند , آمد و آن دو را با خود بر سر غصب خلافت هم پيمان نمود . 14

توطئه قتل پيامبر(ص )

نقشه قتل پيامبر(صلي الله عليه واله) بارها به اجرا در آمد , ولي منجر به شكست شد. يك بار در جنگ تبوك و چند بار به وسيله سم و بارها به صورت ترور تدارك ديده شده بود. در حجه الوداع همان پنج نفر اصحاب صحيفه ملعونه , با نه نفر ديگر براي بار آخر نقشه دقيق تري براي قتل حضرت در راه بازگشت از مكه به مدينه كشيدند , و نقشه چنين بود كه در محل از پيش تعيين شده اي , در قله كوه « ارشي » كمين كنند وهمين كه شتر پيامبر(صلي الله عليه واله) سربالايي كوه را پيمود و در سرازيري قرار گرفت , سنگهاي بزرگي را به طرف شتر حضرت رها كنند تا برمد وبا حركات ناموزون حضرت را به زمين افكند و آنان با استفاده از تاريكي شب به حضرت حمله كند و وي را به قتل برسانند و متواري شوند.
خداوند متعال پيامبرش را از اين توطئه آگاه ساخت و وعده حفظ او را داد ـ منافقين كه چهارده نفر بودند ـ نقشه خود را عملي ساختند. همين كه شتر پيامر(صلي الله عليه واله) به قله كوه رسيد و خواست رو به پايين رود , سنگها را رها كردند , پيامبر با يك اشاره به شتر فرمان توقف داد در حالي كه حذيفه و عمار , يكي افسار شتر حضرت را در دست داشت و ديگري از پشت سر شتر را حمايت مي كرد. با توقف شتر سنگها به سمت پايين كوه رفتند و حضرت سالم ماند. منافقين كه از اجراي دقيق نقشه مطمئن بودند , از كمين گاهها بيرون آمدند و با شمشيرهاي برهنه به حضرت حمله كردند تا كار را تمام كنند , ولي عمار و حذيفه شمشير كشيدند و سرانجام آنها را فراري دادند…
صبح روز بعد كه نماز جماعت بر پا شد , همين چهارده نفر15در صفهاي اول جماعت ديده شدند!! و حضرت سخناني فرمود كه اشاره ضمني به آنان داشت . 16

علي جنب الله است .

در ادامه خطبه فرمود : « مردم علي را برتر بدانيد زيرا او بر همه مردم بعد از من برتري دارد مردم به وسيله ماست كه خداوند روزي مي دهد و خلق باقي مي ماند , از رحمت خدا دور است كسي كه با اين سخنان من مخالفت كند… بعد فرمود : مردم ! « انه جنب الله الذي نزل في كتابه يا حسرتي علي فرطت في جنب الله ;17 براستي علي جنب الله (از مقربان درگاه الهي است ) كه خداوند در كتابش در باره او فرمود : « افسوس بر كوتاهي كه در (مورد) جنب الله كردم » .
امام باقر(عليه السلام) فرمود : « نحن جنب الله ;18 ما اهل بيت جنب الله هستيم » و امام است و بعد از او ديگر اوصيا در مكان رفيع قرار دارند , تا برسد به آخرين آنها . » 19 از امير مومنان نقل شده است كه فرمود : « من جنب الله هستم » 20 . جنب الله كنايه از قرب و نزديكي در پيشگاه الهي است واين گونه آيات رمزي است براي بيان موفقيت حجت الهي تا از دست تحريف گران در امان باشد .21

امامت همچنان باقي است

در فراز ديگر از خطبه غدير فرمود : « اي مردم اين امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت در نسل خود تا روز قيامت به وديعه مي سپارم , و من ابلاغ كردم آنچه را مامور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه كساني كه حضور دارند يا ندارند . » 22
در ادامه مي فرمايد : « معاشر الناس القرآن يعرفكم ان الائمه من بعده ولده و عرفتكم انهم مني و منه حيث يقول الله عز و جل « كلمه باقيه في عقبه » 23 و قلت لن تضلوا ما ان تمسكتم بهما; اي مردم ! قرآن معرفي مي كند كه امامان بعد از او (علي) فرزندان او هستند و من نيز به شما فهماندم كه آنان از (نسل ) من و او هستند , آنجا كه خداوند عزيز و جليل مي فرمايد : « كلمه پاينده اي در نسل او » من گفتم : اگر به آن دو (قرآن و ائمه ) تمسك كنيد هرگز گمراه نمي شويد . » 24
در روايتي از پيامبر(صلي الله عليه واله) مي خوانيم وقتي از آيه « كلمه باقيه … » سئوال شد حضرت فرمود : « فقال الامامه في عقب الحسين عليه السلام يخرج من صلبه تسعه من الائمه . منه مهدي هذه الامه ;25 امامت در نسل حسين (عليه السلام) است كه از صلب او نه نفر از امامان به وجود مي آيند , واز جمله مهدي اين امت (صاحب الزمان ) است . »
از امام سجاد(عليه السلام) در اكمال الدين , و امام باقر(عليه السلام) در علل الشرايع همين مضمون نقل شده است . 26

بيعت با علي (ع ) بيعت با خداست

در ادامه فرمود : « و من بايع فانها يبايع الله ; 27 كسي كه با علي بيعت كند همانا با خدا بيعت كرده است. » چرا كه دست علي دست خداست قرآن كريم مي فرمايد : « ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله يدالله فوق ايديهم فمن نكث فانما ينكث علي نفسه و من اوفي بما عاهد عليه الله فسيوتيه اجرا عظيما;28 كساني كه با تو بيعت مي كنند (در حقيقت ) تنها با خدا بيعت مي نمايند و دست خدا بالاي دست آنهاست , پس هر كس پيمان شكين كند , تنها به زيان خود پيمان شكسته است و آن كس كه نسبت به عهدي كه با خدا بسته وفا كند , بزودي پاداش عظيمي به او خواهد داد. »
آنگاه دستور داد همه مردم با او بيعت كنند و مردم نيز به سوي پيامبر(صلي الله عليه واله) و امير مومنان (عليه السلام) هجوم آوردند وبا ايشان به عنوان بيعت دست مي دادند وبه پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله) وعلي (عليه السلام) تبريك مي گفتند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله) مي فرمود : « الحمدلله الذي فضلنا علي جميع العالمين ; حمد براي خداي است كه ما را بر همه جهانيان برتري داد » و صداي مردم بلند شد كه آري شنيديم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت مي كنيم . » 29
پيامبر اكرم (ص ) مكررا مي فرمود : « به من تبريك بگوييد , به من تهنيت بگوييد زيرا خداوند مرا به نبوت و اهل بيتم را به امامت اختصاص داده است . » 30
و زنان نيز با حضرت بيعت كردند به اين صورت كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله) دستور دادند تا ظرفي آوردند و پرده اي زدند كه نيمي از ظرف آب در يك سوي پرده و نيم ديگر در آن سوي ديگر قرار بگيرد و زنان با قرار دادن دست خود در يك سوي آب , و اميرمومنان در سوي ديگر , با آن حضرت بيعت نمايند. همچنين دستور دادند تا زنان هم به حضرتش تبريك و تهنيت بگويند و اين دستور را درباره همسران خويش موكد داشتند. بانوي بزرگ اسلام , حضرت زهرا(سلام الله عليها) نيز از حاضرين در غدير بودند , همچنين كليه همسران پيامبر(صلي الله عليه واله) در آن مراسم حضور داشتند.

با ولايت علي دين كامل شد

هنوز جمعيت متفرق نشده بودند كه امين وحي اين آيه را فرود آورد , « اليوم اكملت دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا » 31 امروز دين شما را كامل كردم , و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئين (جاودان ) شما پذيرفتم .
آنگاه رسول خدا(صلي الله عليه واله) فرمود : « الله اكبر علي اكمال الدين و اتمام النعمه و رضي الرب برسالتي , والولايه لعلي من بعدي 32 الله اكبر بر كامل شدن و تمام شدن نعمت و رضايت پروردگار به رسالت من .
روايت فوق را شانزده نفراز محدثان اهل سنت نقل كرده اند . همچون گنجي شافعي در « كفايت الطالب » ص 60 سيوطي « الدرالمنثور » ج , 2 , ص 284 ; اين مغازي در « المناقب » ص 19 و جرير طبري در كتاب « الولايه » و ابن مردويه اصفهاني , و ابونعيم اصفهاني در كتاب « مانزل من القرآن في علي » و خطيب بغدادي در كتاب « تاريخ بغداد » … 33

آيات بي شمار در فضائل علي (عليه السلام)

آنچه از آيات ذكر شد , برخي آيات بود كه در خطبه غدير مورد استدلال و اشاره قرار گرفته است و گرنه آياتي كه درباره امامت و ولايت علي (عليه السلام) و فضائل آن حضرت وارد شده بيش از آن است كه حتي در يك كتاب بگنجد , خود پيامبراكرم (صلي الله عليه واله) در همين خطبه غدير به اين مطلب اشاره فرموده است آنجا كه فرمود : « و ما نزلت آيه رضي الافيه , و ما خاطب الله الذين آمنوا الابرابه ولا نزلت آيه مدح قرآن الافيه , ولا شهد الله بالجنه في « هل اتي علي الانسان » الاله , ولا انزلها في سواه , ولا مدح بها غيره 34 و آيه خشنودي (پروردگار) جز درباره او نازل نشده است و مخاطبه خداوند با مومنان آغازش بااو (علي ) است , آيه مدحي در قرآن نازل نشده است مگر او داخل آن است و در هل اتي بهشت را خدا براي او شهادت داده است و سوره هل اتي درباره غير او (و اهل بيتش ) نازل نشده و جز او (و اهل بيتش ) كسي به وسيله آن مدح نشده است » .
خوارزمي مي گويد : تمام « يا ايهاالذين آمنوا » در قرآن درباره علي (عليه السلام) است . 35
و مرحوم سلطان الواعظين مي گويد از طبراني و محمدبن يوسف گنجي شافعي و محدث شام در تاريخ كبير مسندا نقل شده است كه بيش از سيصد آيه در شان علي (عليه السلام) نازل شده است 36
دل را ولا و حب علي با صفا كند
هردرد را محبت مولا دوا كند
آن شاهكار خلقت و فرمانرواي عشق
مدحش به آيه آيه قرآن خدا كند.

پي نوشت ها :

1 ـ محمد باقر مجلس , بحارالانوار , بيروت , داراحيا التراث العربي , ج 37 ص 207 ـ 208 و ر ـ ك عوالم العلوم , شيخ عبدالله بحراني , ج 15 ص 375 ـ ص 376
2 ـ سوره مائده آيه 67
3 ـ بحارالانوار همان , ج 37 , ص 206
4 ـ همان
5 ـ سيوطي , الدرالمنثور , ج 2 , ص 327 ذيل آيه 67 مائده , فخر رازي , تفسير الكبير , ج 2 , ص 636 , ينابيع الموده شيخ سليمان قندوزي , ص 140 باب 39 , الوسي روح المعاني , ج 6 , ص 172
6 ـ سوره مائده آيه 55
7 ـ بحارالانوار , همان , ج 206
8 ـ ابوالنصرا الحافظ ابن كثير الدمشقي , البدايه و الشهايه , بيروت مكتبه المعارف , ج 7 , ص 358 , فوائدالسمطين , همان ج 1 , ص 195 حديث 153 , ينابيع الموده , سليمان قندوزي , ص 251
9 ـ الغدير , علامه اميني , دارالكتب الاسلاميه , ج 3 , ص 162
10 ـ ابن يمين
11 ـ سوره نور , آيه 15
12 ـ سوره توبه , ايه 61
13 ـ بحارالانوار , همان ص 207
14 ـ بحارالانوار , همان , ج 17 , ص 29 و ج 28 , ص 186 و ج 37 , ص 114 ـ 115 , كتاب سليم بنم قيس , ص 816 حديث 37 , عوالم ج 15 , ص 164 , اسرار غدير محمدباقر انصاري , ص 57
15 ـ معاويه , عمر و عاص , طلحه , سعدبن ابي وقاص , عبدالرحمان , ابوعبيده , ابوموسي اشعري , ابوهريره مغيره و …
16 ـ بحارالانوار , ج 28 , ص 99 و 100 و ج 37 ص 115 , عوالم , ج 15 , ص 304 , اقبال الاعمال ص 458
17 ـ سوره زمر , آيه 56
18 ـ فيض كاشاني , تفسير صافي , موسسه الاعلمي , ج 4 , ص 326
19 ـ همان
20 ـ همان
21 ـ همان , ص 327
22 ـ بحارالانوار , همان , ص 211
23 ـ سوره زخرف , آيه 28
24 ـ بحارالانوار , ج 37 , ص 215
25 ـ تفسير الصافي , همان , ج 4 , ص 388
26 ـ همان , ص 387
27 ـ بحارالانوار , همان , ص 219
28 ـ سوره فتح , آيه 10
29 ـ بحارالانوار , همان , ص 126 و 166 , الغدير , ج 1 , ص 58
30 ـ همان , و بحارالانوار , ص 217 ج 37
31 ـ سوره مائده , ص 3
32 ـ الغدير , ج 1 , ص 11 و ر ـ ك فوائدالسمطين , ج 1 , ص 74 , ابن كثير در تفسير , ج 2 , ص 491
33 ـ ر ـ ك الغدير , ج 1 , ص 237 ـ 230
34 ـ بحارالانوار , ج 37 , ص 210
35 ـ مناقب خوارزمي , ص 266 ـ 28
36 ـ سلطان الواعظين شيرازي , شبهاي پيشاور دارالكتب الاسلاميه 1376 , ص 386

منبع:از ماهنامه پاسدار اسلام شماره

***

عاقبت انكار ولایت

پس از آن كه رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم در غدیر خم آنچه را كه مأمور به آن بود تبلیغ فرمود و این سخنان در سایر سرزمین های اسلامى هم منتشر شد، جابر بن نضر آمد و خطاب به پیامبر نمود و گفت: از طرف خدا امر كردى كه گواهى به یگانگى خداوند و رسالت تو بدهیم و نماز و روزه و حج و زكاة را اجرا كنیم. همه را از تو پذیرفتم و قبول كردیم. تو به اینها اكتفا نكردى؛ تا این كه بازوى پسر عمویت را گرفتى و بلند نمودى و او را بر ما برترى دادى و گفتى: «من كنت مولاه فعلىّ مولاه» آیا این امر از طرف تو است یا از جانب خداوند؟

رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمود: قسم به خداوندى كه معبودى جز او نیست، این امر از جانب خداوند است.

او پس از شنیدن این سخن به طرف شتر خود روانه شد در حالى كه می گفت: بارخدایا! اگر آنچه محمد صلّى الله علیه وآله وسلّم می گوید، راست است و حق، سنگى از آسمان ببار و یا عذابى دردناك به ما برسان.

جابر بن نضر هنوز به شتر خود نرسیده بود كه سنگى از بالا بر سر او آمد و از دُبُر او خارج شد و او را كشت.

در همین رابطه حکایت دیگری را نقل می کنند که روزى حضرت على علیه السلام از دارالإماره خارج شد. در این هنگام سوارانى كه روپوش بر صورت و شمشیر حمایل داشتند، از راه رسیدند و با آن حضرت روبرو شدند. خطاب به امام علی علیه السلام گفتند: «السلام علیك یا امیرالمؤمنین رحمة الله و بركاته، السلام علیك یا مولانا» . على علیه السلام پس از جواب سلام فرمودند: در اینجا از اصحاب رسول خدا چه كسانى هستند؟ در این هنگام دوازده تن برخاستند و شهادت دادند كه از رسول خدا در روز غدیر خم شنیدند كه می فرمود: «من كنت مولاه فعلىّ مولاه…» پس از آن حضرت به انس بن مالك و براء بن عازب كه از اداى شهادت خوددارى كرده بودند، فرمود: چه چیز مانع شد از این كه شما برخیزید و شهادت دهید؟ زیرا شما نیز آنچه را كه این گروه شنیده اند، شنیده اید. سپس فرمود: بارخدایا! اگر این دو نفر به علت عناد و دشمنى، این حقیقت را كتمان كرده اند، آنها را به سزاى اعمالشان برسان و آنها را مبتلا كن.

پس از مدتى براء بن عازب نابینا شد و پس از نابینا شدن هنگامى كه راه منزل خود را گم می كرد و از مردم سؤال می كرد با خود می گفت: كسى كه گرفتار نفرین شده چگونه راه به مقصود را در می یابد؟

انس بن مالك نیز مبتلا به برص شد و گفته شده است هنگامى كه على علیه السلام طلب گواهى مبنی بر گفتار رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمود، نامبرده بهانه آورد كه مبتلا به برص فراموشى شده است. على علیه السلام فرمود: بارخدایا! اگر دروغ می گوید او را مبتلا به برص سفیدى كن كه دستار او آنرا مخفى نسازد. پس چهره او دچار برص شد و پیوسته خرقه بر چهره خود می افكند.

منبع:

داستانهای الغدیر، تجلی امیرمومنان علی علیه السلام؛ سیدرضا باقریان موحد؛ به نقل از الغدیر، ج 2، صص 50 و 127.

درباره نویسنده

در راه معشوق ، هر زحمتی به یک معنا لذتی است ، در این راه فرماندهی از آن تو ست یا حسین ...

مطالب مرتبط

1 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.