چراغ بصيرت

چراغ بصيرت

استاد حجت الاسلام والمسلمین جواد محدثي:
پيمودن راه طولاني «انتظار تا ظهور» نيازمند «چراغ راه، است» تا منتظر راستين، پيچ و خم‌ها، عقبه‌ها و پرتگاه‌ها را بشناسد و با سلامت به مقصد برسد.
اين چراغ راه، «بصيرت» است، يعني بينش عميق در مسائل فکري و اجتماعي، تا انسان فريب نخورد، باطل را به جاي حق نپذيرد، مورد سوء استفادة دشمنان قرار نگيرد، دچار فتنه‌هاي اجتماعي نشود و در خط صحيح اهل‌بيت باقي بماند. بدون اين بصيرت که چراغ دروني است، از بصر و بينايي چشم، کاري ساخته نيست. امير مؤمنان-عليه السلام فرمود:
«نظر البصر لايجدي إذا عميت البصيرة؛[1]نگاه چشم فايده ندارد، آنگاه که چشمِ بصيرت کور باشد.»
بصيرت در دين، به ويژه در عصر غيبت ائمه که دسترسي به امام معصوم مهيّا نيست و شيادان و رهزنان فراوانند، لازم‌تر است و بدون آن، چه بسا افراد سطحي‌نگر و فاقد بصيرت، با کوچک‌ترين شبهه دچار انحراف شوند و با اغواگري منحرفان، به مذهب‌هاي ساختگي و فرقه‌هاي پوچ کشيده شوند و از مسلماني فاصله بگيرند.
از شاخص‌هاي اين بصيرت، امام‌شناسي و جهت‌شناسي است، چه در عصر حضور، چه در عصر غيبت. از اين رو در يکي از دعاهاي عصر غيبت «حجت، شناسي» را از خدا مي‌طلبيم: «اللهم عرفني حجتک»، چرا که اگر حجت خدا را نشناسيم، گرفتار گمراهي مي‌شويم: «انک ان لم تعرفني حجتک ضللت عن ديني.»[2]
اين بصيرت ديني، ‌تنها در مسائل فقهي و حلال و حرام و واجبات شرع نيست، در امور اجتماعي و سياسي هم مؤمن بايد هوشيار و با بصير باشد تا ملعبة ديگران نگردد و دچار امواج انحرافي نشود و به استخدام افراد فاسد و دستگاه‌هاي جبار و قدرت‌هاي ستمگر در نيايد.
دستبرد به باورها
در عرصة مسائل اعتقادي هم فريب و اغوا وجود دارد.
کساني که با سوء استفاده از باورهاي ديني مردم، به هدف‌هاي شوم خود مي‌رسند. در طول تاريخ، افراد بسياري بوده‌اند که ادعاي پيغمبري کرده و جمعي را به گمراهي کشيده‌اند، يا با روش‌هاي فريبکارانه، پيروان يک پيامبر را دچار انحراف و تزلزل ساخته‌اند، نمونه‌اش سامري و ترويج گوساله‌پرستي در امت موسي. افرادي هم بوده‌اند که ادعاي امام زماني يا ارتباط با امام زمان داشته‌اند و عده‌اي سطحي‌نگر و ساده‌لوح و خوش‌باور را مريد خود ساخته‌اند و فرقه‌سازي کرده‌اند؛ نمونه‌اش پيدايش فرقة گمراه بهايي‌گري در قرن اخير.
آن‌چه انسان را در مقابل اينگونه ادعاها و دروغ‌ها مسلح مي‌کند و مصونيت مي‌بخشد، داشتن بصيرت و بينش است. کسي که اين خود را عميقاً بشناسد و اعتقادات شيعي را خوب بداند و در مسائل ديني، ديدگاه‌هاي علماي دين را محور قرار دهد، فريب نمي‌خورد و به انحراف کشيده نمي‌شود و در دام شيادان گرفتار نمي‌شود. اين که امام صادق-عليه السلام مي‌فرمايد: «اگر جواني از جوانان شيعه را نزد من آورند که دين‌شناس نباشد، او را ادب مي‌کنم.[3]اهميت اين ژرف‌نگري در دين و رهايي از عوامي‌گري را مي‌رساند.
حضرت باقر-عليه السلام به يکي از اصحابش فرمود: «اي ابا حمزه! هرگاه يکي از شما چند فرسخ بيرون مي‌رويد، براي خودتان «راهنما» انتخاب مي‌کنيد. شما به راه‌هاي آسمان ناآشناتر از راه‌هاي زمين هستيد. پس براي خودت دليل و راهنما بطلب.»[4]
اين راهنما‌طلبي در راه آسماني دين‌داري، براي مصون ماندن از هجوم غارتگران عقايد است.
کمين‌گاه‌ها
هر که گام در راهي مي‌نهد، بايد خطرها و کمين‌گاه‌هاي آن را بشناسد و با آمادگي قدم در آن راه بگذارد. «راه انتظار» هم خالي از کمين نيست.
ماية بسي شگفتي است که با اين که کشورهاي استعمارگر، مثلاً دولت انگليس، در پشت سر جريان انحرافي بهايي‌گري بوده و امروز هم امريکا و اسرائيل، از حاميان عمدة بهائيان‌اند، چگونه کساني ساده‌لوح، به بهائيت به عنوان يک دين نگاه مي‌کنند و به آن مي‌گروند و دست از اسلام مي‌کشند.
البته گاهي هم به سبب فقر مادي و براي کسب مال و عنوان و شغل، يا رسيدن به غرايز جنسي و آزادي‌ها و بي‌بند و باري‌هاي شيطاني، سراغ اين فرقه مي‌روند، ولي به هر حال، عده‌اي هم به خاطر ضعف بينش ديني فريب مي‌خورند و جذب مي‌شوند.
امروز شاهديم که در گوشه و کنار، کساني مدعي ارتباط با امام زمان-عليه السلام مي‌شوند و از اين راه، به شهرت و ثروت مي‌رسند و با تظاهر و ريا کاري و با انگيزه‌هاي دنيوي و رياست‌طلبانه، مردم را دور خود جمع مي‌کنند و به اخّاذي و حتّي فسادهاي اخلاقي و ارتباط‌هاي نامشروع مي‌پردازند و پس از چندي، دروغ و فساد آنان آشکار مي‌شود و دستگير مي‌شوند و از اين راه، ضربه به اعتقادات مردم علاقه‌مند به حضرت صاحب‌الزمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف وارد مي‌شود.
پس بايد بصير و بينا و دين‌شناس بود، تا حرف‌هايي بر خلاف دين و بر خلاف اعتقادات صحيح شيعي را به نام دين نپذيرفت و به دروغ‌پردازان به عنوان کساني که با حضرت حجت-عجل الله تعالي فرجه الشريف مرتبط‌اند و از او دستور مي‌گيرند و… نگاه نکرد.
مدعيان ديدار
هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
دربارة ديدار حضرت مهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف و تشرف به حضور آن حضرت، بسيار گفته و نوشته‌اند.
اصل امکان ديدار را نمي‌توان انکار کرد، ولي چنين نيست که هر کس هم مدعي ديدار و ارتباط شد راست مي‌گويد. بيشتر کساني که ساده‌لوحانه فريب مي‌خورند، آنان‌اند که با علماي دين و مرجعيت رابطه‌اي ندارند و گرفتار شيادان مي‌شوند و مانند گوسفندي که از چوپان خو فاصله بگيرد. گرفتار گرگ‌هاي اعتقادي مي‌گردند.
اگر به جاي ساده‌لوحي و سطحي‌نگري، بصيرت و بينش ديني باشد. «انتظار فرج» اين امر مقدسي که از برترين عبادت‌ها به شمار آمده است، نتيجه به خرافات و آلوده به انحرافات نمي‌شود و مريدبازان شيّاد نمي‌توانند با ادعاهاي دروغ و خواب‌هاي بي‌اساس و کشف و کرامات ساختگي، از باور ديني مردم سوء استفاده کنند عمدة فريب‌خوردگان، افراد کم‌سواد يا بي‌سواد و بي‌بصيرت‌اند.
در حديثي که از امام عصر-عليه السلام روايت شده است مي‌خوانيم:
«سيأتي شيعتي من يدعي المشاهدة، الا فمن ادّعي المشاهدة قبل خروج السّفياني و الصيحة فهو کاذب مفتر؛[5]
بزودي بر شيعيان من خواهد آمد که کسي مدعي مشاهده و ديدار شود. آگاه باشيد هر کس پيش از خروج سفياني و صيحه (که دو نشان از علائم ظهور است) ادعاي مشاهده کند، دروغگو و اهل افترا است.»
اين سخن مي‌خواهد دکان کساني را ببندد که با ادعاي مشاهده و ديدار، در پي مريد جمع کردن و اغواي مردم‌اند و هشداري است تا پيروان حضرت، دچار بي‌بصيرتي و غفلت نشوند. وگرنه نمونه‌هاي صريح و مستند و درست از عالماني که در عصر غيبت، توفيق شرفيابي داشته‌اند، کم نيست. به آنان که جار مي‌زنند و مدعي ديداراند. بايد به ديدة ترديد نگريست. چرا که: آن را که خبر شد، خبري باز نياورد..!
بصيرت، عنصر مکمل انتظار است.
منتظران هم بايد عمق بينش داشته باشند و راه انتظار را با چراغ بصيرت طي کنند.
طي اين مرحله بسي همرهي خضر مکن/ ظلمات است، بترس از خطر گمراهي[6]
[1] . غررالحکم، حديث 9972.
[2] . اصول کافي، ج 1، ص 337؛ مفاتيح‌الجنان، دعا در غيبت امام زمانj.
[3] . الحياة، محمدرضا حکيمي، ج 1، ص 54، بحارالانوار، ج 1، ص 214.
[4] . اصول کافي، کليني، ج 1، ص 184.
[5] . کمال الدين، شيخ صدوق، ج 2، ص 516.
[6] . حافظ.

درباره نویسنده

سخت بود باقیش بی خیال

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.