۱۲فروردین ، تجلی اسلام سیاسی درجمهوری اسلامی

۱۲فروردین ، تجلی اسلام سیاسی درجمهوری اسلامی

۱۲فروردین ، تجلی اسلام سیاسی درجمهوری اسلامی

به قلم : حجه الاسلام علیرضا ساکی

با مراجعه به زندگی اهل بیت وسخنان این بزرگان ومواضعشان درقبال حکومتهای اموی بنی العباس و…  به این نکته مهم برمی خوریم که یکی از اهداف و آرزوهای اینان تشکیل نظام براساس دستورات الهی که در ان فرامین و احکام خداوند متعال که به واسطه ی پیامبراکرم به اجرا رسیده است.

به عقیده ی قرآن و نیز قرآن ناطق یعنی معصومین همانطور که ویژگی های انسان کامل رشد در تمام عرصه هاست دین اسلام هم به این دلیل کامل و تمام بودن باید برای مردم هم برنامه ی ویژه داشته باشد.لذاست که در آیاتی از قرآن می بینیم که خداوند به برخی قواعد و دستورات حکومت دارای اشاره می فرماید مانند واعدو لهم ماستطعتم من قوه…

و در جاهایی از نهج البلاغه هم می بینیم که امیرالمومنین به اصل نظام وحکومت و به چگونگی حکومت داری هم اشاره و نکات مهمی را فرموده اند که ذکر آنها در این چیز نمی گنجد.

اما این امرمهم در زمان معصومین تنها محدود به حکومتهای ده ساله پیامبر چهار ساله امیرالمومنین و نه ماه امام حسن میشود و پس از این مدت جناب مختار ثقفی پس از قیام توابین در زمان یزید و تسلط برکوفه به مدت کوتاهی حکومت اسلامی و با اجازه ی امامان زمان تشکیل دادند اما پس از آن تا انقلاب اسلامی ما به رهبری امام خمینی هیچ حکومت اسلامی که بر پایه اصول و احکام الهی هم تاسیس شده باشد و هم اداره شده باشد برپا نشد حکومتها همه در این مدت طاغوت بوده اند از انجا که طبق دستورات خداوند یعنی لا حکم الا لله هیچ حاکمی حق حاکمیت برمردم ندارد وبه تعبیر دیگری مشروعیتی ندارد مگر انکه مستقیم یا غیر مستقیم اجازه ی حکومت از خداوند را داشته باشد مانند معصومین و نواب خاص وعام انان که اجازهی حکومت داشته اند.

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران این فرصت الهی برای مسلمین ایجاد شد که یک حکومت اسلامی ونظام اسلامی ایجاد شود تا در این بستر وقالب احکام الهی اجرا شوند.نظامی که در راس ان یک فقیه عادل جامع الشرایط قرار دارد که هم مشروعیت دارد به دلیل نصب عام وغیر مستقیم از سوی خداوند متعال وهم از سوی ملت مقبولیت لازم را دارد واین دو رکن نظام جمهوری اسلامی ایران هم بنابراین دو رکن مشروعیت ومقولبیت نام گذاری شده است که جمهوری یتش نشانگر مقبولیت واسلامیتش نشانگر مشروعیت ان است.

جمهوریت این نظام بیانگر آن است که این حکومت قراراست مطالبات به حق قانونی و شرعی مردم اعم از مادیات و معنویات را براورده و اسلامیت آن بیانگر آن است که در این حکومت باید تمام قوانین و مصوبات ودستورالعمل ها بر اساس شرع مقدس اسلام باشد که بر گرفته از قرآن و روایات اهل بیت است و علاوه بر ان نظام و حاکم اسلامی و افراد دخیل در امور حکومتی مواضف اند که اسلام و اهداف اسلامی را در این قالب مقدس به پیش ببرند و موجبات تعالی این دین مبین را فراهم کنند تا محدود به سرزمین خاصی وملت خاصی نباشد و این امر از اهداف اصلی انقلاب اسلامی واز خواسته های به حق امام راحل بوده.

نکته دیگری که باید به ان توجه داشت وتشکیل نظام اسلامی هم مبین این واقعیت است تاکید اسلام بردخالت افراد در امور اجتماعی و سیاسی جامعه است که دقیقا نقطه مقابل تفکر خطرناک سکولاریسم است. بنابراین تفکر دین حق دخالت و ورود در امور اجتماعی و سیاسی جامعه را ندارد و قلمرو دین خارج از امور اجتمتعی است ومنحصئر در امور فردی و عبادی افراد است و شعار همیشگی ان جدایی دین از سیاست است.اما سلام به شدت در مقابل این تفکر نابجا ایستاده و یکی از وظایف بسیار سنگین و مهمی که بر دوش مسلمین گذاشته است همین مشارکت در امور اجتماعی و سیاسی که از جمله انها فریضه امر به معرف نهی از منکر است.

لذا ایجاد یک نظام اسلامی به رهبری یک حاکم الهی و فقیه جامع الشرایط <در زمان غیبت>تجلی اسلام سیاسی است و اوج فعالیت اجتماعی و سیاسی در اسلام است.با این نگاه بیشتر به عمق سخن حضرت امام مبنی بر حفظ نظام از اوجب واجبات است پی میبریم چون نظام و حکومت قالبی با ظرفیتی بالا جهت پیشبرد اهداف اسلامی و رشد مادی و معنوی مسلمین و جامعه اسلامی می باشد .

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.