ویژه نامه اربعین/حکمــــت زیــارت /اختصاصی الکاظم/قسمت دوم

ویژه نامه اربعین/حکمــــت زیــارت /اختصاصی الکاظم/قسمت دوم

یعنی زیارت به معنای حرکت زائر به سوی زیارت شونده برای اکرام و بزرگداشت او و همچنین برای انس گرفتن با او…آری و این کشش و میل و انس بین نفوس نورانی اهل پاکی ها نیست مگر ندای روح افزای الهی که در ساحت فطرت آنها طنین انداز شده و آنها را به سوی هم می کشاند…فطوبی لهم و خوشا به حالشان…

این معنای شیرین و زیبای زیارت که آرزوی هر پاک دلی است در نزد اهل تاریکی و آلودگی ها بسیار منفور و مشمئز کننده است چرا که اهل آلودگی ها به دلیل دوری و محجوب ماندن از لطافت روشنایی از عالم وحدت و توحید مهجور و با حشرات کثرت محشورند بنابرین هم بین خودشان و هم بین اطرافیانشان تاریکی تفرقه و جدایی سایه گستر است و این آلودگی به سان خوره بر همه ی وجود نحسشان سایه گسترانده و دقیقا به همین دلیل است که جز به خودشان و نفس آلوده ی خودشان هیچ کششی ندارند و هیچ حرکت و عملی نمی کنند مگر اینکه به سوی خانه ی تاریک و ویران نفس پلیدشان است و از آنجا که بین آنها جز نفرت و رذالت چیزی برقرار نیست خودشان از همدیگر متنفر و منزجرند و جز برای منافعشان گرد هم نمی آیند و در غیر اینصورت سایه هم را مورد هدف قرار می دهند و از سوی دیگر به دلیل همین تاریکی سایه گستر بر دلهای مرده ی آنها نه تنها کشش و میلی به خوبان و پاکان ندارند بلکه به دلیل دعوت آنها به توحید و نورانیت به شدت از اهل نور و آسمان الهی متنفر و منزجرند و از آنها دوری می جویند و این دوری و انزجار از محضر پاکان نیست مگر به دلیل طنین افکن بودن ذکر الهی در محفل آنها و چه زیبا پروردگار عالمیان از این حقیقت تلخ پرده برداشته است که هستند عده ای در میان ما که دل به سخنان دشمنان خدا بسته اند و به واسطه این دلبستگی ،آلودگی را به جان خریده و از پاکی متنفر گشته اند((وَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ وَ إِذا ذُکِرَ الَّذینَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُون)) (زمر/۴۵)و شاید حکمت این پرده برداشتن این باشد که باور کنیم که هستند اطراف ما کسانی که از خداوند و یاداوری خاطرات نور، متنفر و منزجرند و فریبسخنان ناشی از اوهام تاریک آنها را نخوریم که گاهی به اسم خدا به جنگ با آثار خدا در مسجد اولیاء الله می آیند…آری ای برادر عزیز این تاریک دلان وهم پرست ، روزی که به جهت امتحان الهی، توان و قدرتی در عالم داشتند،همچون تاتار و مغول در سرزمین پروردگار عالم فساد می کردند و انبیاء و سفیران الهی را با دردناک ترین حالات به شهادت می رسانند و بی هیچ گونه ترس و حیایی صریحا و با تمام وجود فریاد بر می آوردند که ما از خدا و پروردگار عالمیان متنفریم…و امروز که به برکت مجاهدت های سربازان جان برکف عالم انوار و به برکت خون های پاک آنان عرصه بر اهل تاریکی تنگ گشته و آلودگی آنها در محاصره نور فطرت، آخرین نفس آلوده ی خود را می کشد برای رهایی خود به تقلاهای اضافی روی آورده و دست و پای مذبوحانه می زنند که شاید نجاتی حاصل کنند ولی هیهات که با این حرکات فقط طناب را بر گلوی نحسشان تنگ تر می کنند و الله متم نوره… و این تلاش بی فایده چیزی نیست جز استفاده از حربه های منافقانه و جاهلانه که این کشش و میل مومنین به همدیگر و انس با یکدیگر و با آثار الهی ، مخالف با روح توحید و شرک می باشد . غافل از این که سخن باطل آنان خود دلیل اثبات حرف حق ماست و بیان عمق رذالت و دشمنی آنها با توحید، چرا که اهل نور خود به خوبی و با عمق جان و فطرت می دانند که همین کشش،میل، عشق و انس به یکدیگر عامل اصلی وحدت و یگانگی آنها در به ثمر رساندن وعده حق و تحقق حکومت صالحان بر زمین و تطهیر آن از شر جاهلان است…

زیارت یا همان میل و کشش شریف برای انس گرفتن و تکریم اهل نور و می توانی بگویی عزم دیدار آسمانیان ، خود دربردارنده همه ی خوبی هاست چرا که اولین اثر آن زدودن ظلمت غفلت و یاداوری الطاف بی شمار خداست.و با برطرف شدن تاریکی غفلت و زنگار فراموشی، عهد پروردگار عالمیان با آنان به یاد آورده می شود و حلاوتی نصیب آنان میگرداند که هیچ لذتی جز قرار گرفتن در بهشت الهی با آن قابل مقایسه نیست و تو می توانی بگویی زیارت حضور دربهشت زیبای الهی در مسجد اولیاء الله است…و در این میان هر کس که عهد و میثاق الهی را بهتر پاس داشته است و قداست حریم الهی را بیش از دیگران مورد حراست قرار داده، کشش و میل از سوی اهل الله به سوی او بیشتر و لطیف تر است و این حقیقت کاملا طبیعی و فطری می باشد که هرکس در مسیر تحقق دستورات الهی جان برکف تر و خالص تر باشد،نور بیشتری از عالم بالا کسب می کند و به دلیل همین نور،حرکت به سوی او از سوی جویندگان هدایت بیشتر است و همچنین فرقی بین زیارت حاضرین و سفرکردگان از مومنین نیست چرا که فقط اهل تاریکی هستند که به دلیل کوری نمی توانند بفهمند که سفر کرده معدوم نیست بلکه سفر کرده کسی است که فقط منزل تغییر داده است و از یکی از منازل کریمانه پروردگار به منزلی کریمانه تر نقل مکان کرده است و بی شک در این انتقال، نورانیت و قدرت او لطیفتر و بیشتر گشته است پس میل به سوی او هم قویتر می گردد…ای عزیزی که با نگارنده در این سیر معنوی نظر به زیبایهای دوستان پر مهر پروردگار جهانیان همراه شدی این نکته از دید ژرف نگر تو پنهان نیست،درصورتی که فردی کسی را عزیز بدارد به سوی او گرایش و میل پیدا می کند و این کشش باعث می شود تا از خوبی های محبوبش اقتباس کند و روح و روانش در افق نورانیت عزیزش قرار بگیرد و این همان راز مستور و حقیقت عظیم زیارت است که مشاکلت و یگانگی را باعث می شود و از برای همین حقیقت نورانی است که عبدصالح از آل محمد صلی الله علیهم که طلایه داران قبیله نور و پرچم داران حقیقت فطرت می باشند با زبانی روشن به گوش همه عالمیان رساند که: ((مَنْ‏ زَارَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ لِلَّهِ لَا لِغَیْرِهِ یَطْلُبُ بِهِ ثَوَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَنْتَجِزُ مَوَاعِیدَ اللَّهِ تَعَالَى‏ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ‏ سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ مِنْ حِینِ یَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ حَتَّى یَعُودَ إِلَیْهِ یُنَادُونَهُ أَلَا طِبْتَ وَ طَابَتْ لَکَ الْجَنَّهُ تَبَوَّأْتَ مِنَ الْجَنَّهِ مَنْزِلا)) (۱) هرکس با میل و رغبت برای انس با برادر مومن خویش و فقط برای خدا و نه کس دیگر و یا چیز دیگر حرکت کند و به وسیله همین

(۱): المومن ص ۶۰، مرحوم حسین بن سعید اهوازی کوفی ، چاپ قم ۱۴۰۴هجری قمری

درباره نویسنده

چقدر زیباست کبوترای حرمت،چقدر زیباست گلدسته و حرمت،چقدر زیباست شهدای حرمت،مخصوصا شهدای رضویت.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.