شب هشتم محرم ۱۴۴۶

چکیده بیانات حجت الاسلام اخوان
شب هشتم محرم الحرام ۱۴۴۶
مسجد امام موسی بن جعفر(ع) اهواز
🔺 عرض میشد یکی از چالش های انسان برای زندگی شناخت حق و مهمتر از آن همراهی کردن با حق است.
نمونه بارز همراهی نکردن با حق مردم، کوفه بودند که آنچنان امام علی(علیه السلام) را اذیت کرده بودند که مولا آنها را نفرین کردند.
امیرالمومنین (علیه السلام) :
اى به صورت، مردان عارى از مردانگى، با عقل كودكان به حجله آرميده، كاش نه شما را ديده بودم و نه مى شناختمتان. اين آشنايى براى من، به خدا سوگند، جز پشيمانى و اندوه هيچ ثمره اى نداشت.
مرگ بر شما باد، كه دلم را خون گردانيدید و سينه ام را از خشم آكنده ساختيد و جام زندگی ام را از غم لبريز كرديد و با نافرمانيهاى خود انديشه ام را تباه ساختيد. تا آنجا كه قريش گفتند: پسر ابو طالب مردى دلير است ولى از آيين لشكركشى و فنون نبرد آگاه نيست. خدا پدرشان را بيامرزد. آيا در ميان رزم آوران، رزمديده تر از من مى شناسند، يا كسى را كه پيش از من قدم به ميدان جنگ نهاده باشد. وقتى كه من به آوردگاه مى رفتم، هنوز به بيست سالگى نرسيده بودم و حال آنكه، اكنون از شصت سالگى گذشته ام. آرى، كسى را كه از او فرمان نمى برند چه رأى و انديشه اى تواند بود!
و بعد امام فرمودند: انقدر حرفم را قبول ندارید که مردم و اهل قریش(جنگجو و جاه طلب ترین طاعفه زمان) شک کنند که علی جنگ بلد است یانه.
🔻 عده ای هم هستند که پای حق می آید و حق را میشناسند، اما مدتی بعد دیگر دست از همراهی بر می دارند مثل طلحه و زبیر.
اگر بخواهیم جملات مولا را با روزگار خودمان مقایسه کنیم، در مسائلی که وظیفه خود را به خوبی عمل کرده و کلام ولی جامعه را گوش دادهایم، موفق شدیم و هرجا خلاف حرف ایشان را عمل کردیم به خسران رسیده ایم.
🔺 دلایل همراهی نکردن بعضی افراد در عاشورا مسائل و بهانه های خیلی ساده بود:
عبیدالله بن حر جعفی خطاب به سید الشهدا (علیهالسلام) : من شما را بر حق می دانم اما حوصله جنگیدن ندارم.
دیگری :من شعر بلدم اما می ترسم بجنگم، جنگ برادر مرگ است.
امام حسین (علیه السلام) : با قومی هستم که دنبال اطاعت شیطان افتادند و خدا را یادی نمی کنند و حق را باطل می بینند ،حدود اسلام را فراموش کردند و دست در اموال مساکین کرده اند.
در حالیکه همه آنها میدانند من برای آنان اولویت دارم و باید همراهیام کنند.
می دانند حرف خدا را میزنم ولی دیگر بنده شیطان شدند و این از ویژگی دنیا طلبان است.
🔻 امام علی (علیه السلام): در کربلا دوره ای می آید که یاران فرزندم در آن شهید می شوند ، این اصحاب بدون حساب وارد بهشت میشوند.
🔺 بعضی می گوید هیچ کدام، حزب باد هستم.
کسانی که حق را می شناسند و همراهی میکنند، ولی پس از مدتی به خاطر ترس تعلقات دنیوی در راه حق ادامه نمیدهند.
ولی عده ای دیگر تعلقات خود را رها کردند و دنبال حرف ولی خود رفتند و رشادت ها نشان دادند و از جان و مال خود دست کشیدند.
🔻 مومن دنیا دارد ولی تعلق به دنیا ندارد.
مسئولی به خاطر اینکه می خواهند مقامش را بگیرند گریه میکند چون تعلق به مسئولیتش دارد.
دوره ریاست جمهوری حضرت آقا در حال تمام شدن بود، به ایشان گفتند بعد از پایان کار خود، چه میکنید؟
گفتند بعد از پایان خدمت می روم در مسجد می نشینم کادر سازی برای پیشرفت اسلام میکنم.
بعضی به دلیل تعلقات، خود را محور قرار می دهند، نباید محور فرد باشد ،محور پیش رفت دین ماست.
زبیر نشوید که به خاطر پسرش امام را رها کرد.
ابن ملجم نشوید که به خاطر عشق، امام خود را شهید کرد.
طلحه و عمر ابن سعد نشوید که به خاطر مقام و منسب امام خود را رها کردند.
امام انتقلاب را برپا کرد ولی تعلقی به آن نداشت، رها کرد و گفت من این مقام را به نفر بعد میسپارم، ولی وصیت میکنم که حفظش کنید.
🔺 وای به حال ما اگر اینها را فقط حرف بزنیم و موقع عمل و آزمایش که شد نتوانیم عمل بکنیم.
(برای مشاهده تصاویر بر روی آنها کلیک نمایید)