سخنرانی شهید زنده حجت الاسلام صادقی

سخنرانی رزمنده دفاع مقدس شهید زنده
حجت الاسلام و المسلمین صادقی
چرا میگوییم شهید زنده؟ اصلا شهید زنده به چه معناست؟ حجت الاسلام والمسلمین صادقی خاطراتی رو برامون از خودش ، جبهه ، جانبازی ، جداشدن روحش از بدن و از امام رضا (ع) که چه عنایاتی به او کرده تعریف کرد.
میگفت:«شب ۱۴ بهمن سال ۱۳۶۱ حالم بهم خورد البته بیشتر اوقات حالم به هم می خورد ولی آن شب مرا از اتاق ۳۴ به اتاق ۲۷ منتقل کردند. من آن موقع بیشتر اوقات به علت ضعف جسمانی بیهوش بودم. این که می گویم ضعف جسمانی چون وزن من از ۶۹ کیلو به ۲۹ کیلو رسیده و طوری شده بود که دستم از تخت پایین می افتاد قادر به بلند کردنش نبودم و پدرم دستم را بالا می آورد. در حالت بیهوشی بودم که ناگهان نوری داخل اتاقم را فراگرفت یک شخصی وارد شد و به من گفت که امام رضا (ع) وارد بیمارستان شده است.
من از او خواستم مرا بلند کند تا به سمت امام بروم و… » (برای شنیدن ادامه داستان صوت این مطلب را گوش دهید)
خلاصه داستان های عجیب و غریبی تعریف میکرد و همه با تعجب گوش میدادند حتی پس از اتمام برنامه همه در مورد خاطرات او صحبت میکردند و در اینترنت نام او را جستجو میکردند و عکس هایش را به هم نشان میداند.
شب جالبی بود من که با سپری کردن ساعاتی با این شهید زنده به خودم افتخار میکنم!
گزارش صوتی سخنرانی شهید زنده حجت الاسلام والمسلمین صادقی سرایانی
(برای مشاهده تصاویر کلیک نمایید)